رفتم ثانیا البرت موزیوم را تماشا کردم. فوقالعاده مفصل است. خسته شدم و قسمتی از آن را فقط دیدم. از جمله چیزهایی که دفعه سابق ندیده بودم یک جفت لنگه در بود که از عمارت چهل ستون اصفهان آوردهاند. چقدر قشنگ، عینا مثل جلدهای کتابی که نقاشی و تذهیبکاری داشته باشد. خدا لعنت کند ظلالسلطان را که این آثار را برانداخت.
News ID: ۵۷۷۱۵۳ Publish Date : ۱۳۹۹/۰۷/۰۹
از صحبتهای ناصرالملک معلوم شد یحییخان مشیرالدوله وقتی بر حسب میل روسها وزیر خارجه شده انگلیسها سخت اعتراض کردهاند و شاه برای اینکه آنها را راضی کند هم خلاف اقدامی که کرده نکرده باشد به آنها تکلیف کرده که در کارهایی که اهمیت دارد و نمیخواهد به یحییخان رجوع کنند به امینالسلطنه رجوع کنند که به عرض شاه برساند؛ و از آن وقت امینالسلطان روابط با انگلیس داشت...
News ID: ۵۷۶۶۴۶ Publish Date : ۱۳۹۹/۰۷/۰۶
حقیقتا این مهمانخانه عمارت بسیار خالی [؟] خوبی است که اینطور مهمانخانه در فرنگ کمتر دیده میشود. قلیان مهمانخانهای هم کشیدیم. این مهمانخانه بیست کالسکه دارد که هر کدام لایق نشستن امپراطور است.
News ID: ۵۴۳۲۰۴ Publish Date : ۱۳۹۹/۰۱/۳۰
ظلالسلطان انگشتر الماس هزارتومانی داده بود. مستوفیالممالک صد عدد پنجهزاری، معتمدالدوله یکصد عدد دوهزاری، امامجمعه دست برده بود به عمامه خود که تربت بیرون بیاورد حاضر نبود، ظلالسلطان تربت خود را داده بود. اسم مولود تازه را محمدرضا میرزا که جد بدرالسلطنه و پسر فتحعلیشاه است و لقب رکنالسلطنه گذاشتهاند.
News ID: ۵۳۰۷۶۸ Publish Date : ۱۳۹۸/۱۱/۳۰
مجلسی دیدم آراسنه و پیراسته، در صدر مجلس ظلالسلطان [مسعودمیرزا پسر شاه] نشسته و سایرین علیقدر شئونهم جلوس کرده. میرزا علیرضا... در وسط مجلس نشسته فریاد و فغان، ناله و الامان میکشید. معلوم شد قرآنی به خط علیبنالحسین(ع) از اجداد اینها بوده و به غلامحسینخان سپهدار وقتی که حکومت عراق را داشته است جد میرزا تعارف کرده بوده است. حالا میرزا علیرضا را طمع جنبیده... دو ساعت تمام گفتگوی مجلس به این محاکمه گذشت و عاقبت به جایی نرسید.
News ID: ۵۲۹۰۶۱ Publish Date : ۱۳۹۸/۱۱/۲۱
مدتی با شاه در باغ گردش کردم و روزنامه خواندم. شاه زیاد از نایبالسلطنه دلتنگ بود و از ظلالسلطان تعریف میکرد... شب درخانه احضار شدم. دیشب خانم شاهزاده، زن شاه، دختری آورد موسوم به تاجالسلطنه شد.
News ID: ۵۲۷۸۲۸ Publish Date : ۱۳۹۸/۱۱/۱۵
امینالدوله... میگفت شاه شکست خوردند. از وزرا خواسته بودند ترتیبات تازه در ادارات دولت بدهند. امینالسلطان و ظلالسلطان با هم متعهد شده بودند به هم زدند
News ID: ۵۲۶۷۴۹ Publish Date : ۱۳۹۸/۱۱/۰۹
صبح درخانه [دربار] رفتم. در سر ناهار بودم. دیروز شاه به امینالملک فرموده بودند، چرا فلانکس مجلس نمیآید. هر روز باید در مجلس حاضر باشد. امینالملک فرمایش شاه را ابلاغ کرد. انشاءالله روز سهنشبه خواهم رفت. خلاصه، بعد از ناهار از درخانه مراجعت میشد، در خیابان جبهخانه میگذشتم، دکان بکمز پیاده شدم. مشغول تماشای بعضی اشیا که تازه از فرنگستان آورده بودند، بودم
News ID: ۵۲۶۵۲۲ Publish Date : ۱۳۹۸/۱۱/۰۸
با دکتر فوریه [پزشک مخصوص ناصرالدین شاه] عیادت امیناقدس [همسر شاه] رفتیم... از آنجایی که بندگان همایون [شاه] به احدی اعتماد ندارند، عرض دیروز فوریه را قبول نکردند. این بود که تا وقتی بیرون آمدیم میرزا سید حسین و فخرالاطبا را نگاه داشتند که از آنها استمزاج [نظرخواهی] حاصل کنند.
News ID: ۵۲۵۹۹۱ Publish Date : ۱۳۹۸/۱۱/۰۵
در سر شام میفرمودند، از خوشیهای دنیا که برای خود تصور میکنم این است که من انفیه بکشم و فلانکس، یعنی من، روزنامه بخوانم.
News ID: ۵۲۵۷۶۰ Publish Date : ۱۳۹۸/۱۱/۰۴
این جوان شیدا وزیر اعظم ۲۶ ساله... مقدس هم تشریف دارند، شراب نمیخورند! اما خون مدعی را اگرچه به تصور و قیاس هم باشد نوش جان میکند! اگر برای هزار سال بعد ایل و طایفه خود در وجود شخصی صدمهای تصور کند، خود و نژادش را معدوم صرف میفرماید. سبحانالله از این وضع از این مملکت!
News ID: ۵۲۴۵۵۰ Publish Date : ۱۳۹۸/۱۰/۲۸
مسیو کچی گبر دعوتی کرده بود. بعضی از رجال دولت و عوام ملت [را] در خانه ظهیرالدوله، داماد شاه، شربت و شیرینی داده فرمان شاه را که تازه درباره گبرها صادر شده، که از عوارض معاف باشند، خوانده شد.
News ID: ۵۱۸۵۸۰ Publish Date : ۱۳۹۸/۰۹/۲۷