کد خبر: ۹۴۰۶۳۵
تاریخ انتشار: ۱۰ : ۱۱ - ۰۱ مهر ۱۴۰۵

سخنگوی وزارت خارجه: هیچ سلاحی به اندازه گفت‌وگو و صلح نمی‌تواند از کارایی ابزارهای تهاجمی دشمنان بکاهد/ صلح فقط به معنای نبود جنگ نیست، بلکه آرامش و شکوفایی را نیز در برمی‌گیرد

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با تأکید بر اینکه قدرت می‌تواند هم در خدمت جنگ و تعدی و هم در خدمت صلح و عدالت قرار گیرد، گفت: صلح فقط به معنای نبود جنگ نیست، بلکه آرامش و شکوفایی را نیز دربرمی‌گیرد و در نگاه ایرانی، قدرت باید از گذر صلح و با شجاعت در مسیر مقابله با تبعیض، هراس‌افکنی و عادی‌سازی خشونت به کار گرفته شود.
بقائی
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

ایسنا: سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با تأکید بر اینکه قدرت می‌تواند هم در خدمت جنگ و تعدی و هم در خدمت صلح و عدالت قرار گیرد، گفت: صلح فقط به معنای نبود جنگ نیست، بلکه آرامش و شکوفایی را نیز دربرمی‌گیرد و در نگاه ایرانی، قدرت باید از گذر صلح و با شجاعت در مسیر مقابله با تبعیض، هراس‌افکنی و عادی‌سازی خشونت به کار گرفته شود.

«اسماعیل بقایی» سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در یادداشتی اختصاصی برای ایسنا به مناسبت «روز جهانی صلح» با عنوان «قدرت از گذر صلح» نوشت: «قدرت قرار است در خدمت چه هدفی باشد؟ این مهم‌ترین پرسش انسانی درباره مفهومی است که در مرکز مطالعات سیاسی قرار دارد. احتمالاً هیچ مفهوم دیگری در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل به اندازه قدرت مورد توجه نبوده است. درباره آن بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند؛ گاهی در ستایش و گاهی در نکوهش. اما تردیدی نیست که تلاش برای به دست آوردن قدرت و کوشش برای مهار آن، همیشه از چالش‌های جامعه انسانی بوده و خواهد بود.

در روابط بین‌الملل، قدرت می‌تواند هم برای جنگ و تعدی به کار رود و هم برای صلح و عدالت. این دو کاربرد متفاوت، بخشی از ماهیت قدرت است و گریزی از آن نیست. بازیگران برای اثرگذاری در سطح ملی یا جهانی به قدرت نیاز دارند. اما همین قدرت می‌تواند در خدمت سودجویی، ستمگری و تجاوز به انسان‌ها قرار گیرد یا برای صلح، آرامش و کرامت آن‌ها به کار گرفته شود.

صلح فقط به معنای نبود جنگ نیست؛ آرامش و شکوفایی هم بخشی از آن است. دولت‌های استعمارگر در دو سده گذشته، با استفاده از قدرت نظامی و اقتصادی، به دنبال کشورگشایی و تحمیل زیاده‌خواهی‌های خود به ملت‌های دیگر بوده‌اند. آن‌ها مفهوم صلح را منحرف کرده و کوشیده‌اند آن را فقط به معنای نبود درگیری نظامی معرفی کنند. حتی برای رسیدن به همین صلح محدود نیز به جنگ متوسل شده‌اند تا دیگران را به پذیرش شرایط خود وادار کنند؛ همان چیزی که «صلح رومی» نامیده می‌شود. اما در فرهنگ آسیایی و به‌ویژه ایرانی، صلح از آگاهی انسان آغاز می‌شود. در این نگاه، انسان با رسیدن به صلح با خالق جهان، با جهان نیز به صلح می‌رسد. این انگیزه درونی، جنگ‌افروزی و استفاده خشونت‌آمیز از قدرت را محدود می‌کند.

این به معنای آن نیست که برای برقراری صلح در جهان فقط به انگیزه‌های درونی افراد تکیه کنیم یا جهاد و دفاع در برابر تجاوز را کم‌ارزش بدانیم. صلح امری مقدّس است که هم در درون انسان و هم در زندگی بیرونی او معنا پیدا می‌کند. برقراری صلح به قدرت نیاز دارد، اما نه به شیوه «صلح رومی». در نگاه ایرانی، قدرت با شجاعت شناخته می‌شود، نه با قلدری و زورگویی.

متفکران ایرانی در پژوهش‌های اخیر خود به‌خوبی نشان داده‌اند که صلح به شجاعت نیاز دارد. تلاش برای صلح بدون شجاعت، مخالفت با تبعیض، مقابله با هراس‌افکنی و نپذیرفتن عادی‌سازی خشونت ممکن نیست. تفاوت نگاه ایرانیِ «قدرت از گذر صلح» با نگاه غربیِ «صلح از گذر قدرت» در همین است.

منتقدان غربی نیز گفته‌اند که «صلح از گذر قدرت» به‌سادگی به «صلح از گذر جنگ» تبدیل می‌شود؛ رویکردی که خود زمینه‌ساز جنگ است. چمبرلین با همین تصور، اروپا را به جنگ دوم اروپایی [به اصطلاح جهانی] رساند. رئیس‌جمهور فعلی آمریکا نیز با همین شعار، خونین‌ترین جنگ‌ها را در غرب آسیا، از فلسطین تا ایران، به راه انداخته و به طولانی شدن بحران در شرق اروپا کمک کرده است.

ایرانیان در دوره‌های مختلف، از سلسله‌های پادشاهی دوران باستان تا دوران انقلاب اسلامی، مفهوم «قدرت از گذر صلح» و «شهامت صلح» را پرورش داده‌اند. «شهامتِ صلح یعنی دیدن آنچه دیگران نمی‌خواهند ببینند. شهامت صلح یعنی شنیدن صدای کسانی که جهان صدایشان را خاموش کرده است. شهامت صلح یعنی ایستادن کنار کسانی که هیچ‌کس کنارشان نمی‌ایستد.»

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر این پشتوانه بزرگ فرهنگی، قدرت را در خدمت صلح قرار داده و صلح، نه جنگ، را منبع قدرت ملّی ایران دانسته است. به همین دلیل، ایران در طول سده‌های پی‌درپی به دنبال کشورگشایی نبوده است.

دولت ما با تکیه بر همین شهامت ملّی، هیچ‌گاه اندیشه قدرت از طریق صلح را کنار نگذاشته است؛ حتی زمانی که یقین داشته زیاده‌خواهان متجاوز می‌خواهند با جنگ، صلح مورد نظر خود را تحمیل کنند. دولت هم‌زمان با دفاع قدرتمندانه از مردم و مرز خود و همسایگان ستمدیده، می‌داند هیچ سلاحی به اندازه گفت‌وگو و صلح نمی‌تواند از کارایی ابزارهای تهاجمی دشمنان در غرب آسیا و اخیراً در حوزه خلیج فارس بکاهد.

صلح به معنای دست روی دست گذاشتن یا محافظه‌کاری نیست. نمی‌توان فقط خواهان صلح بود و برای برقراری آن اقدامی نکرد. صلح خود یک کار فعال است که به مهارت، توان و تلاش فراوان نیاز دارد. رسیدن به آن نیز بدون ازخودگذشتگی ممکن نیست.

… تا صلح گیرد هر طرف تا محو گردد جنگ‌ها

 تا جَستنی نوعی دگر، ره رفتنی طرزی دگر

 پیدا شود در هر جگر، در سلسله آهنگ‌ها

نظرات بینندگان
captcha