پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : دنیس سیترونوویچ، عضو اندیشکده شورای آتلانتیک نوشت: باید حقیقت را گفت؛ تحولات اخیر در یمن نهتنها شدت چالش انصارالله را آشکار میکند، بلکه عمق شکست راهبردی در نحوه مقابله با این گروه را نیز نشان میدهد.
به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده:
الف. عربستان وارد این کارزار شد، در حالی که آمادگی لازم را نداشت.
ریاض از آمادگی انصارالله برای نقض عملی نقشه راه و ادامه جنگ تا زمان رفع محاصره علیه آنها غافلگیر شد. این فرض عربستان که میتوان برای مدت طولانی با استفاده از توافقات اقتصادی و سیاسی، آرامش را حفظ کرد، نادرست از آب درآمد.
ب. سیاست مهار عربستان به پایان ظرفیت خود رسیده است.
تا پیش از بحران کنونی، رویکرد عربستان تا حد زیادی بر مهار انصارالله استوار بود؛ از جمله انتقال مبالغی که با هدف کمک به تأمین هزینههای اداره حکومت انصارالله انجام میشد. اما جنگ با ایران این تصور را در صنعا تقویت کرد که عربستان ضعیفتر و آسیبپذیرتر از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد. این برداشت، نقش مهمی در آنچه امروز شاهد آن هستیم دارد.
ج. انتقال پیام به تهران مشکل را حل نخواهد کرد.
ایران انصارالله را یک دارایی راهبردی در بالاترین سطح اهمیت میداند، اما توانایی تهران برای کنترل روند تصمیمگیری آنها محدود است. پیشتر نیز شاهد بودیم که انصارالله با وجود تهدیدهایی که از واشنگتن به تهران منتقل میشد، وارد رویارویی با آمریکا شدند. انصارالله خود را نیروهای نیابتی ایران که منتظر دریافت دستور هستند، نمیدانند. از نگاه آنها، انصارالله شریک محور مقاومت هستند و خودشان درباره مسائل مربوط به جنگ و صلح تصمیم میگیرند.
د. بسیار بعید است که واشنگتن بخواهد بار دیگر وارد یک کارزار مستقیم علیه انصارالله شود.
آمریکا پیشتر علیه انصارالله عملیات نظامی انجام داده که دستاوردهای آن محدود بود و دشوار است تصور کنیم واشنگتن مشتاق ورود دوباره به درگیریای باشد که مستلزم اختصاص نیرو و منابع بیشتر است و داراییهای آمریکایی، بهویژه در دریا، را در معرض حمله قرار میدهد. واشنگتن میتواند حمایتهای اطلاعاتی و نظامی قابلتوجهی در اختیار عربستان قرار دهد، اما در اینجا نیز یک مشکل آشکار میشود: نیروهای مورد حمایت ریاض برای کارزار کنونی آماده نبودند. عربستان طی مدت طولانی بیشتر درگیر کنار زدن حضور امارات از جنوب یمن بود تا اینکه نیروهای خود را برای یک رویارویی مجدد با انصارالله آماده کند.
هـ. در همین حال، انصارالله به دستاوردهای راهبردی دست پیدا میکنند.
پیشروی آنها به سمت بابالمندب تواناییشان برای تهدید یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان را افزایش میدهد. همزمان، «ائتلاف مکه» همچنان درباره نحوه واکنش خود مردد است. حتی اگر این ائتلاف تصمیم بگیرد به شکل جدیتری مداخله کند، به هیچ وجه روشن نیست که این اقدام برای تغییر الگوی رفتاری انصارالله کافی باشد.
جمعبندی:
بهتدریج روشنتر میشود که آنچه در حال رخ دادن است، یک دستاورد قابلتوجه برای محور مقاومت محسوب میشود. آمریکا و کشورهای «ائتلاف مکه» اکنون با یک دوراهی دشوار روبهرو هستند، زیرا بازگشت به وضعیت سابق، هر روز کمتر امکانپذیر به نظر میرسد.
از منظر ایران، این یک دستاورد راهبردی آشکار است: ایران شاید بر تصمیمات انصارالله کنترل نداشته باشد، اما بدون تردید از توانایی آنها برای تهدید آزادی کشتیرانی در بابالمندب و اعمال فشار بر آمریکا، عربستان و کل نظام بینالمللی بهره میبرد.