پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : پولیتیکو نوشت: یکی از جنبههای عجیب رویارویی آمریکا با ایران این است که در این عصر جنگهای پیشرفته، برخی اصول اولیه فراموش شدهاند.
به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: چیزهایی مثل: مطمئن شوید که سلاح کافی دارید. دوستان خود را در کنار خود نگه دارید. و هدف نهایی خود را به وضوح تعریف کنید.
با این حال، شاید مهمترین اصل، «دشمن خود را بشناسید» باشد. آگاهی از نقاط قوت و ضعف دشمن، کلید فهمیدن چگونگی شکست دادن اوست.
در مورد تهران، به نظر میرسد که دولت ترامپ هنوز در مراحل اولیه یادگیری قرار دارد.
نشانه واضح این موضوع، ادعاهای دولت مبنی بر این است که ایران دچار چندپارگی یا چنان دچار تفرقه است که حتی نمیتواند به طور مؤثر مذاکره کند. گاهی اوقات، دونالد ترامپ، و دستیارانش، از جمله کسانی که با مقامات ایرانی مذاکره کردهاند، به نظر میرسد که از این پویاییها کلافه یا کاملاً غافلگیر میشوند.
در ماه آوریل، ترامپ در شبکههای اجتماعی ادعا کرد که دولت ایران «به شدت دچار تفرقه» است. او ماه گذشته در یک گردهمایی، گلایه کرد که یکی از بزرگترین مشکلاتش با تهران این است که «نمیدانم با چه کسی باید سر و کار داشته باشم.»
یکی از دستیاران ترامپ به ما گفت که «جناحهای» حکومت دارای اهدافی هستند که «گاهاوقات به طور بنیادین متفاوت است.» آن مقام گفت: «آنها مدام در حال تغییر اهداف هستند.»
اما حکومت ایران هرگز یکدست نبوده است. و همه در حلقههای بالای دولت ترامپ - با توجه به خطراتی که با این جنگ میپذیرند - باید این را بدانند.
این حکومت دارای لایهها و عناصر متعددی است که با یکدیگر به بحث و رقابت برای نفوذ میپردازند.
یکی از مقامات آمریکایی که با سیاستهای خاورمیانهای تیم ترامپ آشناست، گفت «بدون شک بحثهای جدی در داخل حکومت ایران وجود دارد، اما این موضوع جدیدی نیست. هنوز نشانه عمومی از شکافها یا چندپارگیهای بیسابقه یا بیثباتکننده وجود ندارد،»
برخی از مقامات ایرانی، مانند مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، با علم به اینکه اقتصاد ایران در خطر است، خواستار بازگشت دیپلماسی به مسیر خود شدهاند. برخی دیگر با ایجاد تردید در مورد یک تفاهمنامه (MOU) که اکنون منسوخ شده و با واشنگتن به دست آمده، بر ادامه مقاومت تأکید میکنند. یک رسانه خبری تندروی ایرانی، این تفاهمنامه را «تکه کاغذی» توصیف کرد که «یک باخت محض برای ما» بود.
وقتی تحولات اخیر ایران را با مقامات فعلی و سابق آمریکایی و دیگرانی که از نزدیک بحران ایران را دنبال میکنند، در میان گذاشتم، آنها عموماً موافق بودند که تحولات داخلی حکومت ایران، روال عادی و همیشگی است.
نتیجهگیری نهایی برای بسیاری این بود که حکومت در حال حاضر به نظر میرسد که کنترل اوضاع را محکم در دست دارد و اختلافات داخلی هم در مورد تاکتیکها هستند، نه استراتژی.
صنم وکیل عضو موسسه چتم هاوس گفت که تیم مذاکرهکننده ترامپ نباید تعجب کند اگر طرفهای ایرانی بدون گرفتن تأییدیه از دیگران در تهران، قول و وعده ندهند.
وکیل گفت: «این سیستمی است که همیشه بر اساس مذاکره و اجماع داخلی بوده است.»
به گفته بسیاری از کسانی که با آنها صحبت کردم، بحثهای داخلی ایران تفاوت چندانی با آنچه از دولت ترامپ میبینیم، ندارد. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، به وضوح نسبت به، مثلاً، پیت هگست، وزیر دفاع، در مورد ایران موضع ملایمتری دارد. کنگره نیز دچار تفرقه است - هرچند به دلیل ترس جمهوریخواهان از مخالفت با ترامپ، کنگره به میزانی که معمولاً چنین میکرد، در این موضوع دخالت نمیکند. سپس خود ترامپ است که مدام نظر خود را تغییر میدهد.
ترامپ با بزرگنمایی اختلافات داخلی در ایران، ممکن است فرصتهای استراتژیک را از دست بدهد. این موضوع به ویژه در صورتی صادق است که کارزارهای فشار نظامی و اقتصادی آمریکا نتیجه ندهند و ترامپ تصمیم بگیرد یک بار دیگر دیپلماسی را امتحان کند. برای رسیدن به یک توافق، احتمالاً ارائه پیشنهادی که مورد قبول عملگرایان، تندروها و هر کسی در بین این دو در تهران باشد، حیاتی خواهد بود.
برخی مفسران تیم تازه امنیت ملی در ایران را نشانهای از اتخاذ موضعی تقابلیتر از سوی ایران با ایالات متحده تعبیر میکنند.
علی واعظ تحلیلگر می گوید هرگونه تلاش ترامپ برای گسترش شکافهای داخلی در ایران احتمالاً بینتیجه است، چراکه اگر چیزی رهبران ایران را متحد کند، آن تمایل به دوام آوردن در این طوفان است.
واعظ گفت: «این افراد در یک قایق نشستهاند.»
اما بهنام بن طالبلو از بنیاد [تندرو] دفاع از دمکراسیها (که با طیف وسیعی از سیاستگذاران غربی درباره ایران در تماس است) استدلال کرد که زمان ممکن است همه چیز را تغییر دهد.
در حال حاضر، ایرانیها ممکن است برای بقا متحد باشند و در برابر دخالت خارجی مقاومت کنند. اما در بلندمدت، فشار خارجی میتواند باعث اختلال در عملکرد شود که فضا را به اشتباهات در داخل یا خارج از کشور سوق دهد.