کد خبر: ۹۳۳۰۵۷
تاریخ انتشار: ۲۳ : ۰۸ - ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
تلگراف:

مداخله آمریکا در منطقه نه تنها به دستاوردهای روشنی منجر نشده، بلکه باعث تحلیل رفتن توانایی‌های نظامی این کشور شده/ سیاست ترامپ در قبال تهران نمونه‌ای از «سیر حماقت» است؛ یعنی شتاب قدرت‌های بزرگ به سمت تصمیماتی که با منافع آن‌ها در تضاد است/ برخی کشورها اکنون به حضور نظامی واشنگتن به عنوان منبع خطر می‌نگرند؛ این موضوع آن‌ها را به سمت تقویت روابط با چین به عنوان شریک اصلی خود سوق می‌دهد

دولت ترامپ خود را درگیر درگیریی یافته که خروج از آن دشوار است، در حالی که ایران به دنبال بهره‌برداری از تحولات میدانی و تحمیل شرایط خود است.
ترامپ
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

جیمز ایوانز-پریچارد، روزنامه‌نگار بریتانیایی، معتقد است که مداخله آمریکا در منطقه نه تنها به دستاوردهای استراتژیک روشنی منجر نشده، بلکه باعث تحلیل رفتن توانایی‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی ایالات متحده شده و زمینه را برای رقبای آن جهت تقویت نفوذشان فراهم کرده است.

به گزارش انتخاب، وی در مقاله‌ای در روزنامه تلگراف توضیح داد که سیاست دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در قبال ایران، نمونه جدیدی از آنچه مورخ باربارا تاکمن "سیر حماقت" نامیده است، به شمار می‌رود؛ یعنی شتاب قدرت‌های بزرگ به سمت تصمیمات نظامی و سیاسی که با منافع ذاتی آنها در تضاد است، ناشی از ارزیابی نادرست پیامدها و تکیه بر توهمات قدرت.

این مقاله بر اساس تجارب تاریخی مستند شده توسط تاکمن، از جمله اشتباهات قدرت‌های اروپایی در دوران رنسانس، تصمیمات بریتانیا که به استقلال مستعمرات آمریکا انجامید، و همچنین تجربه ایالات متحده در جنگ ویتنام، استوار است تا تأکید کند که وجه مشترک همه آنها نادیده گرفتن هشدارها توسط تصمیم‌گیرندگان، عدم درک ماهیت دشمنان، و اصرار بر گزینه‌های نظامی است که با خرد و دیپلماسی بیشتر قابل اجتناب بودند.

نویسنده اشاره می‌کند که جنگ با ایران، علیرغم هشدارهای فرماندهان نظامی درباره تأثیر آن بر توانایی واشنگتن در مواجهه با چالش‌های آینده، به ویژه در رقابت با چین و روسیه، منجر به تحلیل رفتن قابل توجه ذخایر تسلیحاتی آمریکا شده است.

درگیریی که خروج از آن دشوار است

ایوانز-پریچارد برآوردهای نظامی را مرور می‌کند که نشان می‌دهد ایالات متحده بخش بزرگی از ذخایر موشک‌های پدافند هوایی و تهاجمی دوربرد خود را مصرف کرده است و بازسازی این زرادخانه ممکن است سال‌ها طول بکشد.

نویسنده معتقد است که دولت ترامپ خود را درگیر درگیریی یافته که خروج از آن دشوار است، در حالی که ایران به دنبال بهره‌برداری از تحولات میدانی و تحمیل شرایط خود است.

به باور وی، گسترش دامنه درگیری‌ها به دریای سرخ و سایر مناطق خاورمیانه، تأمین انرژی جهانی را تهدید کرده است، زیرا تأسیسات و نفتکش‌ها و کشتی‌های حامل گاز مورد حمله قرار گرفته‌اند که این موضوع بر قیمت انرژی و بازارهای مالی تأثیر گذاشته است.

این مقاله هشدار می‌دهد که افزایش قیمت نفت به تنهایی نشان‌دهنده وسعت بحران نیست، زیرا اختلالات در تأمین و کاهش ظرفیت پالایش جهانی باعث افزایش هزینه‌های سوخت شده است که ممکن است موج تورمی جدیدی را در ایالات متحده تغذیه کند.

نویسنده بین این تحولات و افزایش بازده اوراق قرضه آمریکایی و تأثیر آن بر بازارهای وام مسکن و تأمین مالی شرکت‌ها ارتباط برقرار می‌کند و معتقد است که پیامدهای جنگ ممکن است پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به اقتصاد آمریکا نیز سرایت کند.

ضرباتی که به هدف نرسیدند

در ارزیابی نتایج سیاسی و نظامی جنگ، نویسنده معتقد است که حملات انجام شده علیه ایران به هدف مورد انتظار نرسیده، بلکه به انسجام نظام ایران انجامیده و درگیری را به عاملی برای اتحاد بخش‌هایی از مردم ایران در برابر تهدید خارجی تبدیل کرده است.

این مقاله تأکید می‌کند که گزینه دیپلماتیک در دسترس بود و اشاره می‌کند که ایران در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما، پیش از خروج ترامپ از آن، به توافق هسته‌ای امضا شده پایبند بود و ایالات متحده پس از لغو توافق، جایگزین روشنی ارائه نداد، بلکه به دنبال پیروزی سیاسی کامل به جای دستیابی به توافقی پایدار بود.

به باور نویسنده، جنگ محدودیت‌های قدرت آمریکا را آشکار کرده است، به ویژه در مورد توانایی انجام همزمان چندین درگیری، و مشخص شد که تسلط نظامی بر ایران به دلیل وسعت کشور، ویژگی‌های جغرافیایی و توانایی‌های نظامی آن، کاری بسیار دشوار خواهد بود، همچنین هرگونه تلاش برای ایجاد تغییرات اساسی در نظام، به منابع انسانی و نظامی عظیمی نیاز دارد که به نظر در دسترس نیست و از نظر سیاسی قابل قبول نمی‌نماید.

منبعی برای خطرات به جای حفاظت

نویسنده معتقد است که این بحران به اعتبار ایالات متحده در میان متحدان خلیج‌فارسی لطمه زده است و برخی کشورها اکنون به حضور نظامی آمریکا به عنوان منبعی برای خطرات به جای حفاظت می‌نگرند، که ممکن است آنها را به سمت تقویت روابط با چین سوق دهد، چراکه چین به شریک اقتصادی اصلی بسیاری از کشورهای تولیدکننده انرژی تبدیل شده است.

در سطح بین‌المللی، این مقاله معتقد است که سیاست‌های ترامپ به تضعیف ائتلاف غربی کمک کرده و به پکن فرصت داده است تا تصویر خود را به عنوان قدرتی باثبات‌تر و مسئول‌تر تقویت کند. همچنین، شوک انرژی ناشی از جنگ، گذار جهانی به سمت منابع انرژی جایگزین و فناوری الکتریکی را تسریع خواهد کرد که این امر به نفع چین به عنوان یک قدرت پیشرو در زمینه‌های انرژی پاک و باتری‌ها خواهد بود.

ایوانز-پریچارد نتیجه‌گیری کرد که جنگ با ایران نمونه جدیدی از تصمیماتی است که قدرت‌های بزرگ تحت تأثیر اعتماد بیش از حد به زور اتخاذ می‌کنند و هشدار داد که ایالات متحده به جای حفظ موقعیت رهبری خود در نظم جهانی، ممکن است به تضعیف نفوذ خود و تقویت مواضع رقبای خود کمک کرده باشد.

وی در پایان به این نکته اشاره کرد که درس اساسی از این بحران این است که قدرت نظامی به تنهایی برای دستیابی به اهداف سیاسی کافی نیست و فقدان چشم‌انداز استراتژیک ممکن است پیروزی‌های تاکتیکی را به شکست‌های بلندمدت تبدیل کند.

نظرات بینندگان
captcha