پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : همشهری: دو دخترعمو به بهانه تدریس خصوصی زبان انگلیسی وارد خانه طعمههای خود شده و پس از بیهوش کردن آنها، نقشه سرقت را عملی میکردند.
همه چیز از انتشار کلیپ های آموزش زبان انگلیسی در شبکه اجتماعی یوتیوب شروع شد. دختری که خودش را مدرس زبان معرفی میکرد مدعی بود که با شهریه کم حاضر است شاگرد خصوصی بگیرد و پسر جوانی که قصد یادگیری زبان داشت، با او تماس گرفت. دختر جوان که المیرا نام دارد برای تدریس زبان راهی خانه این پسر شد و این شروع ماجرایی بود که خیلی زود پای پلیس را به ماجرا باز کرد.
آن روز المیرا بیآنکه شاگردش متوجه شود، در لیوان آبمیوه او مقداری داروی خوابآور ریخت و پس از آنکه پسر جوان بیهوش شد، همه اموال باارزش خانه را جمع کرد و پا به فرار گذاشت.
ردپای دو دختر
با شکایت پسر جوان، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی وارد عمل شدند. بازبینی دوربینهای مداربسته ساختمان، فرضیه سرقت یک نفره را رد کرد. تصاویر نشان میدادند که المیرا بلافاصله پس از بیهوش شدن طعمهاش، در ورودی ساختمان را باز کرده و دختر دیگری که نقاب به صورت داشت، وارد خانه شده است. آن دو با آرامش تمام، طلاها، دلارها، سکه و وسایل قیمتی خانه را سرقت کرده و متواری شده بودند.
سرقت های سریالی
بررسیهای بعدی پلیس نشان داد که کارآگاهان با یک باند حرفهای که دست به سرقتهای سریالی میزنند روبهرو هستند. باندی دو نفره که یکی ازآنها نقش استاد زبان انگلیسی را بازی می کرد و دیگری پس از بیهوش شدن طعمه، پا در خانه می گذاشت تا نقشه سرقت را عملی کنند. این دو کاملا حرفه ای عمل کرده و در هر سرقت از خطوط تلفن بینامونشان یا موقتی استفاده میکردند که عملا ردیابی آنها را غیرممکن میساخت. در این شرایط، کارآگاهان تصمیم گرفتند از همان نقطهای که سناریو آغاز شده بود، یعنی یوتیوب، به سراغ متهمان بروند. یکی از ماموران پلیس در نقش متقاضی کلاس خصوصی با المیرا تماس گرفت و قرار ملاقاتی برای تعیین سطح در یک کافه گذاشت. دختر جوان که گمان میکرد طعمه جدیدی شکار کرده است، سر قرار رفت اما دستگیر شد. او به سرقتهای سریالی با همدستی دخترعمویش اعتراف کرد و با دستور بازپرس دادسرای سرقت، همدست او نیز دستگیر شد. تحقیقات از باند دخترعموها برای شناسایی مالباختگان احتمالی ادامه دارد.
رویای مهاجرت
المیرا ۲۳ ساله است و هیچ سابقه کیفری ندارد. او میگوید انگیزه وی و دخترعمویش از سرقت های سریالی، مهاجرت به اروپا بوده است.
چه شد که از کلاس درس و آموزش زبان، سر از دادسرای سرقت درآوردی؟
همهاش به خاطر رویای مهاجرت بود! من و دخترعمویم از همان دوران دبیرستان تصمیم داشتیم به یکی از کشورهای اروپایی مهاجرت کنیم. حتی رفتیم دانشگاه و زبان انگلیسی خواندیم تا در آنجا بتوانیم کار کنیم. اما هر چه دویدیم، دیدیم با حقوق معمولی و تدریس خصوصی تا آخر عمر هم نمیتوانیم پول بلیت و هزینههای اولیه را جور کنیم. برای همین تصمیم گرفتیم میانبر بزنیم.
و میانبر شما این بود که شاگردانتان را تا مرز مرگ ببرید؟
به خدا من خبر نداشتم ممکن است جان کسی به خطر بیفتد. ما در فیلمها و اخبار دیده بودیم که بعضی زنها به عنوان پرستار یا خدمتکار وارد خانهها میشوند و با مسموم کردن صاحبخانه سرقت میکنند. سرچ کردم و دیدم به اندازه دو قاشق چایخوری برای بیهوش شدن یک نفر دارو لازم است. به دخترعمویم گفتم ما که زبان بلدیم، چرا از این هنر استفاده نکنیم؟ تبلیغات تدریس زبان با شهریه بسیار پایین دادیم. راستش طعمهها هم طمع کردند؛ قیمت ما از پایینترین آموزشگاهها هم کمتر بود و آنها میخواستند از فرصت استفاده کنند و اصلا به این فکر نکردند که چرا باید شهریه ما اینقدر پایین باشد.
چه کسانی را هدف قرار میدادید؟
فرقی نمیکرد. مهم این بود طرف در خانه تنها باشد. اگر خانمها هم درخواست میدادند قبول میکردیم.
اگر میرفتی و سوژه تنها نبود چه میکردی؟
خیلی ساده؛ فورا به دخترعمویم که بیرون منتظر بود پیام میدادم: سوژه سوخت! بعد هم به یک بهانهای کلاس را تمام میکردم و دیگر جواب تماسهایشان را نمیدادم و کلاسهای بعدی را لغو میکردم.
فکر نمیکردی دستگیر شوی؟ آن هم وقتی دوربینها تصویرت را ثبت میکردند؟
ما کارهای مهاجرتمان را مو به مو انجام داده بودیم و حتی بلیت ترکیه را هم خریده بودیم. با خودمان حساب کرده بودیم در این شرایط کشور، تا پلیس بخواهد ما را شناسایی کند و ردی به دست بیاورد، ما در اروپا هستیم و دستشان به ما نمیرسد. فکرش را نمیکردیم درست چند روز مانده به پرواز، مامور پلیس در یوتیوب به عنوان شاگرد با من قرار بگذارد. الان هم گیر افتادیم و باید برویم زندان اما قول می دهم آدم خوبی باشم تا شامل تخفیف مجازات شوم. قول می دهم در زندان به زندانیان آموزش زبان انگلیسی بدهم!