پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : علی حاجیمرادی؛ کارشناس آب: اظهارنظر اخیر آقای باهنر در گفتگو با سایت انتخاب مبنی بر اینکه مطالبه مردم اصفهان برای جریان دائمی زایندهرود، «مطالبهای منطقهای در برابر منافع ملی» است، بیش از آنکه تحلیلی کارشناسی باشد، نوعی وارونهنمایی تاریخ مدیریت منابع آب ایران است.
تمامی اسناد تاریخی و شواهد هیدرولوژیکی حاکی از آن است زایندهرود همزاد با تاریخ سرزمین ایران، یک رودخانه دائمی بوده است. تمام نظام تمدنی اصفهان، شبکه تاریخی مادیها، کشاورزی سنتی، پلهای تاریخی، باغها و شکلگیری بافت شهری اصفهان بر پایه وجود یک رودخانه دائمی بنا شده است. بنابراین مطالبه جریان دائمی زایندهرود، مطالبهای جدید یا زیادهخواهانه نیست؛ مطالبه بازگرداندن وضعیتی است که خود حاکمیت با مجموعهای از سیاستهای نادرست آن را برهم زده است.
اگر امروز زایندهرود خشک شده و یا به رودخانه فصلی از نظر آقای باهنر تبدیل شده، علت آن نتیجه دههها تصمیمگیریهای غیرکارشناسی در سطح ملی است؛ تصمیماتی مانند توسعه بیضابطه اراضی و باغات در بالادست، اجرای طرحهایی نظیر طوبی بدون توجه به ظرفیت واقعی منابع آب، صدور مجوزهای گسترده و سپس قانونی کردن بخش بزرگی از چاههای غیرمجاز، استانی کردن مدیریت شرکتهای آب منطقهای و تضعیف مدیریت یکپارچه حوضههای آبریز، انتقالهای متعدد آب از حوضه زایندهرود برای مصارف خارج از ظرفیت حوضه، از جمله طرح بن–بروجن، و همچنین تخصیصهای فزاینده به مصارف جدید بدون آنکه منابع جدید و پایدار برای آن تعریف شود.
نکته قابل تأمل این است که همین جریانهای تصمیمساز در ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی، سالها به جای حفاظت از تعادل اکولوژیک حوضه، با تصویب و حمایت از سیاستهایی که ظرفیت طبیعی زایندهرود را نادیده گرفتند، زمینه خشک شدن آن را فراهم کردند. اکنون نمیتوان نتیجه آن سیاستها را به گردن مردمی انداخت که تنها خواهان بازگشت حقابه تاریخی، حفظ محیطزیست، تداوم حیات شهری و میراث چند هزار ساله خود هستند.
تقابل «زایندهرود» و «منافع ملی» اساساً یک دوگانه جعلی است. منافع ملی زمانی تأمین میشود که هر حوضه آبریز بر اساس ظرفیت اکولوژیک خود مدیریت شود، نه آنکه با تصمیمات سیاسی، تعادل آن برهم بخورد و سپس مطالبه احیای آن، مطالبهای ضد منافع ملی معرفی شود.
اگر قرار باشد از منافع ملی سخن بگوییم، باید ابتدا درباره چرایی سیاستهایی پاسخ داده شود که تعادل حوضه زایندهرود را برهم زد؛ سیاستهایی که امروز هزینه آن را نه فقط مردم اصفهان، بلکه کل کشور از محل فرونشست زمین، نابودی تالاب گاوخونی، تخریب محیطزیست، کاهش امنیت غذایی و افزایش تنشهای اجتماعی میپردازد.
مشکل اصلی، مطالبه مردم برای جریان دائمی زایندهرود نیست؛ مشکل، حکمرانی نادرستی است که رودخانهای دائمی را به رودخانهای فصلی تبدیل کرد و اکنون به جای پذیرش مسئولیت، مطالبه احیای آن را در برابر منافع ملی قرار میدهد.