کد خبر: ۹۱۹۱۲۹
تاریخ انتشار: ۲۸ : ۱۴ - ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵

تاکایچی و تغییر استراتژی ژاپن

مواضع تند و کم‌سابقه سانائه تاکایچی درباره چین و تایوان، بار دیگر نگاه‌ها را به سمت تغییرات عمیق در سیاست امنیتی ژاپن جلب کرده است؛ تغییری که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً در حد یک چرخش مقطعی تحلیل کرد، بلکه نشانه‌ای از بازتعریف جایگاه ژاپن در یک محیط امنیتی متلاطم است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

علی خوانساری؛ پژوهشگر روابط بین الملل: مواضع تند و کم‌سابقه سانائه تاکایچی درباره چین و تایوان، بار دیگر نگاه‌ها را به سمت تغییرات عمیق در سیاست امنیتی ژاپن جلب کرده است؛ تغییری که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً در حد یک چرخش مقطعی تحلیل کرد، بلکه نشانه‌ای از بازتعریف جایگاه ژاپن در یک محیط امنیتی متلاطم است.

ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، با تکیه بر قانون اساسی صلح‌طلب خود، دهه‌ها از ورود به منازعات نظامی فاصله گرفت. اما امروز، شرایط منطقه‌ای به‌گونه‌ای تغییر کرده که این رویکرد سنتی دیگر پاسخگوی نگرانی‌های امنیتی توکیو نیست. چین به‌عنوان یک قدرت در حال صعود، کره شمالی با آزمایش‌های مکرر موشکی و روسیه در سایه جنگ اوکراین، هم‌زمان به منابع نگرانی ژاپن تبدیل شده‌اند.

در این میان، تاکایچی تنها یک سیاستمدار با مواضع تند نیست؛ او نماینده جریانی در ژاپن است که معتقد است دوران احتیاط امنیتی به پایان رسیده است. اظهارات او درباره تایوان و لزوم آمادگی در برابر چین، بازتاب همین نگاه است؛ نگاهی که با واکنش سریع پکن نیز مواجه شد؛ از هشدار به شهروندان چینی برای سفر به ژاپن گرفته تا محدودیت در واردات برخی محصولات ژاپنی.

اما آنچه بیش از همه در حال تغییر است، نوع نگاه ژاپن به تهدیدات است. اگر در گذشته تمرکز امنیتی این کشور محدودتر و جهت‌محور بود، اکنون توکیو به این جمع‌بندی رسیده که باید با یک نگاه ۳۶۰ درجه به امنیت ملی خود بنگرد. تهدیدها دیگر فقط از یک جهت نیستند؛ از دریای چین شرقی و تحولات تایوان گرفته تا شبه‌جزیره کره و حتی مسیرهای انتقال انرژی از خاورمیانه، همگی در محاسبات امنیتی ژاپن قرار گرفته‌اند.

این مسئله برای کشوری مانند ژاپن که به‌شدت به واردات انرژی وابسته است، اهمیت دوچندان دارد. بخش قابل توجهی از نفت مورد نیاز این کشور از خاورمیانه تأمین می‌شود و از مسیرهایی عبور می‌کند که خود در معرض تنش‌های ژئوپلیتیکی هستند. از تنگه هرمز تا آبراه‌های اطراف تایوان، هرگونه بی‌ثباتی می‌تواند مستقیماً امنیت اقتصادی ژاپن را تحت تأثیر قرار دهد.

در چنین شرایطی، اتحاد با ایالات متحده همچنان ستون اصلی امنیت ژاپن باقی مانده است. تجربه روابط نزدیک شینزو آبه با دونالد ترامپ ، نشان داد که توکیو چگونه تلاش می‌کند با ترکیب روابط شخصی و امتیازات اقتصادی، این اتحاد را حفظ کند. ژاپن حتی در مقاطعی با وعده سرمایه‌گذاری‌های صدها میلیارد دلاری در آمریکا، سعی کرده هزینه‌های این اتحاد را بپردازد.

در عین حال، فشارهای واشنگتن برای افزایش سهم متحدان در هزینه‌های دفاعی، عامل مهمی در تغییر رفتار ژاپن بوده است. افزایش بودجه نظامی به 2 درصد از بودجه ناخالص داخلی (حدود 9.2 تیریلیون دلار)، بازنگری در محدودیت‌های صادرات تسلیحات و مشارکت فعال‌تر در رزمایش‌های منطقه‌ای، همگی در همین چارچوب قابل تحلیل‌اند. اعزام نیروهای ژاپنی به فیلیپین برای شرکت در رزمایش، آن هم برای نخستین‌بار پس از جنگ جهانی دوم، نشانه‌ای روشن از این تغییر است.

با این حال، یک پرسش مهم در توکیو در حال شکل‌گیری است. آیا ایالات متحده همچنان یک متحد کاملاً قابل اتکاست؟ ابهام در برخی تعهدات امنیتی آمریکا، از جمله نحوه مواجهه با بحران تایوان، و همچنین رویکردهای اعلامی ترامپ درباره بازنگری در نظم پس از جنگ جهانی دوم، تردیدهایی را در میان نخبگان ژاپنی ایجاد کرده است.

در چنین فضایی، سیاست ژاپن در حال حرکت بر یک خط باریک است؛ از یک سو، همچنان به اتحاد با آمریکا به‌عنوان مهم‌ترین تضمین امنیتی خود نیاز دارد و از سوی دیگر، به‌دنبال افزایش توان دفاعی و کاهش میزان وابستگی به این اتحاد است. تقویت همکاری با کره جنوبی و حضور فعال‌تر در ترتیبات امنیتی منطقه‌ای نیز بخشی از همین تلاش برای متنوع‌سازی گزینه‌هاست.

در نهایت، آنچه از دل مواضع تاکایچی و تحولات اخیر برمی‌آید، این است که ژاپن در حال عبور از یک دوره طولانی صلح‌طلبی منفعل به سمت نوعی واقع‌گرایی امنیتی است؛ واقع‌گرایی‌ای که در آن، افزایش قدرت نظامی نه یک انتخاب، بلکه به‌عنوان ضرورتی برای بقا در یک محیط بی‌ثبات تلقی می‌شود. شاید هنوز اتحاد با آمریکا برای توکیو سوپاپ اطمینان باشد، اما نشانه‌ها حاکی از آن است که ژاپن دیگر نمی‌خواهد تنها به این سوپاپ تکیه کند.

نظرات بینندگان