پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : المانیتور نوشت: درست زمانی که به نظر میرسید خاورمیانه در آبراههای خود بیش از اندازه با فشار مواجه است، حوثیها جبهه دیگری را در یمن گشودند. این گروه در یک عملیات برقآسا در هفته گذشته، نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی را از سواحل دریای سرخ یمن عقب راند، بندر راهبردی مخا را به تصرف خود درآورد و سپس به سمت جزیره پریم پیشروی کرد؛ جزیرهای در ورودی بابالمندب. این تحولات حوثیها را در موقعیتی قرار میدهد که بتوانند دومین کریدور حیاتی کشتیرانی را تهدید کنند؛ آن هم در شرایطی که ایران، حامی حوثیها، همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد.
به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: برخلاف واکنش دولت ترامپ به بحران هرمز، کاخ سفید از تشدید نظامی برای دفاع از متحد خود، عربستان سعودی، در برابر حوثیها پرهیز کرده و در عوض تصمیم گرفته است یک کانال دیپلماتیک جداگانه با این گروه باز کند؛ گروهی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در مارس ۲۰۲۵ آن را یک سازمان تروریستی خارجی اعلام کرد.
برای پکن، بحران کنونی یک شمشیر دولبه است. به گفته فاطمه الاسرار، پژوهشگر یمنی، این درگیری از یک سو میتواند موضع امنیتی از پیش تضعیفشده آمریکا در خلیج فارس را بیش از پیش متزلزل کند، اما از سوی دیگر ممکن است عربستان سعودی، نزدیکترین شریک چین در منطقه خلیج فارس، را تضعیف کند.
حمله حوثیها که در ۹ سپتامبر آغاز شد، بزرگترین پیشروی این گروه در امتداد سواحل دریای سرخ یمن از نخستین مراحل جنگ داخلی این کشور در سال ۲۰۱۴ بود. حوثیها مخا را تصرف کردند، نیروهای مورد حمایت عربستان را از مناطق ساحلی عقب راندند و نیروهای حوثی را در جزایر پریم و حنیش در منطقه بابالمندب مستقر کردند؛ آبراه باریکی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند.
با اختلال در تنگه هرمز بر اثر جنگ ایران، عربستان سعودی بیش از پیش به دریای سرخ ــ از طریق بندر ینبع ــ بهعنوان مسیر جایگزین صادرات نفت و سایر محصولات متکی شده بود. اکنون پیشروی حوثیها این گزینه را نیز در معرض خطر بستهشدن قرار داده است.
دیدگاه کارشناس: تشدید تنش قابل پیشبینی بود
فاطمه الاسرار، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل پویاییهای درگیری در یمن، به المانیتور گفت: «این حمله کاملاً قابل پیشبینی بود»، و توضیح داد که حوثیها طی هفتههای پیش از آن بارها درباره تشدید تنش هشدار داده بودند. او همچنین گفت که درگیریهای پراکنده از قبل در اطراف مخا جریان داشت و نفتکشهای سعودی در دریای سرخ هدف حملات فعال قرار گرفته بودند.
او گفت: «یکی از ظرفیتهای حوثیها که شاید بیش از همه دستکم گرفته شده، نیروی انسانی آنهاست. واقعاً هیچ راهی وجود نداشت که این اتفاق قابل پیشبینی نباشد.»
سرعت پیشروی حوثیها نباید شرایطی را که امکان این پیشروی را فراهم کرد، تحتالشعاع قرار دهد. الاسرار معتقد است سالها تجربه حوثیها در میدان نبرد، شبکههای محلی، خط ساحلی طولانی که امکان جابهجایی سریع را فراهم میکند و ساختار نیروهای مورد حمایت عربستان که از قبل تحت فشار قرار داشت، همگی به حوثیها در کسب برتری کمک کردند.
پس از حمله حوثیها، هم دونالد ترامپ و هم معاون رئیسجمهور جیدی ونس ظرف چند روز تأیید کردند که مذاکراتی با حوثیها در جریان است. این در حالی است که پس از تشدید حملات حوثیها در مارس ۲۰۲۵، آمریکا حملاتی را علیه این گروه انجام داده بود.
رویترز روز چهارشنبه گزارش داد که مقامهای آمریکایی در آخر هفته در مسقط با نمایندگان حوثیها دیدار کردهاند؛ مذاکراتی که با کمک عمان سازماندهی شده بود و علنی نشده بود. منابع گفتند حوثیها به مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند که قصد ندارند به کشتیهای آمریکایی حمله کنند و همچنان به آتشبس سال ۲۰۲۵ با آمریکا پایبند هستند.
الاسرار معتقد است دولت ترامپ در حال ارسال این پیام است که «مسیر مذاکراتی جداگانه خود را با حوثیها دارد.»
چند روز پیش از این دیدار، آکسیوس، نیویورکتایمز و رویترز همگی گزارش داده بودند که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، از ترامپ درخواست کمک نظامی کرده است؛ اما آمریکا در پاسخ گفته بود که فعلاً بهطور مستقیم مداخله نخواهد کرد و در عوض حمایت اطلاعاتی ارائه خواهد داد.
الاسرار این وضعیت را یک تناقض راهبردی میداند. او گفت: «وقتی تلاش میکنید فشار اقتصادی روز موعود را بر تهران اعمال کنید، نمیتوانید هرمز را از بابالمندب جدا کنید. این فقط نشاندهنده فقدان راهبرد است.»
چین میتواند در کوتاهمدت آسوده باشد
برای چین، نبود یک راهبرد منسجم آمریکا در قبال ایران و افزایش اصطکاک میان عربستان و آمریکا، فرصت ایجاد میکند.
الاسرار گفت: «فکر میکنم چین میتواند آسوده باشد، چون با حوثیها توافق خودش را دارد.»
بلومبرگ در سال ۲۰۲۴ گزارش داده بود که حوثیها پس از مذاکراتی در عمان به چین و روسیه گفته بودند کشتیهای این دو کشور میتوانند بدون هدف قرار گرفتن از دریای سرخ و خلیج عدن عبور کنند.
الاسرار گفت: «همه اینها نشانهای از فروپاشی معماری امنیتی آمریکا در خلیج فارس است.»
این نخستین بار نیست که به نظر میرسد ترامپ از تعهدات امنیتی واشنگتن در قبال عربستان عقبنشینی میکند. پس از حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی ابقیق و خریص که بهطور موقت حدود نیمی از تولید نفت عربستان را مختل کرد، ترامپ دستور اقدام نظامی تلافیجویانه علیه ایران را صادر نکرد و در عوض تحریمها و تقویت محدود نیروهای آمریکایی در عربستان را دنبال کرد.
این حادثه اعتماد عربستان به تضمین امنیتی دیرینه آمریکا را متزلزل کرد و با منطق دکترین کارتر در تضاد بود؛ دکترینی که بر اساس آن، تلاش یک قدرت خارجی برای تسلط بر خلیج فارس باید حملهای علیه منافع حیاتی آمریکا تلقی شود و در صورت لزوم با استفاده از نیروی نظامی با آن مقابله شود.
روابط آمریکا و عربستان برای دههها، دستکم تا حدی، بر این انتظار استوار بوده که واشنگتن به بازدارندگی یا پاسخ به تهدیدهای علیه عربستان و آبراههای پیرامون آن کمک کند. تصمیم آمریکا برای مداخله نکردن مستقیم در برابر پیشروی حوثیها میتواند نگرانیهای عربستان درباره حدود این تعهد را افزایش دهد.
اینجاست که چین فرصت میبیند. پکن میتواند برای تعمیق روابط اقتصادی و دیپلماتیک منطقهای تلاش کند و خواستار ایجاد یک معماری امنیتی منطقهای جمعی شود؛ اقدامی که به چین اجازه میدهد از پذیرش کامل بار نظامیای که مدتها با نفوذ آمریکا در خلیج فارس همراه بوده، اجتناب کند.
تسلیحات چینی در اختیار هر دو طرف
تسلیحات چینی در حال رسیدن به هر دو طرف درگیری است. چین مدتهاست موشکهای بالستیک در اختیار عربستان سعودی قرار داده است و بقایای کشفشده در یمن در این ماه ظاهراً متعلق به یک موشک DF-15A ساخت چین بوده که به نوشته والاستریت ژورنال، احتمالاً نیروهای سعودی آن را علیه مواضع حوثیها شلیک کردهاند.
نقش پکن در سمت حوثیها مستقیمتر نیست، اما طبق اعلام وزارت خزانهداری آمریکا، این گروه پیشتر از طریق شبکههای تأمین و خرید، قطعات پهپاد را از چین به دست آورده است.
در عین حال، پکن هیچ علاقهای به ادامهدار شدن اختلال در دریای سرخ یا هرمز ندارد؛ اختلالی که به تجارت جهانی آسیب بزند یا عربستان سعودی، یکی از شرکای اصلی انرژی چین، را بیثبات کند. با این حال، چین زمانی سود میبرد که کشورهای خلیج فارس درباره توانایی واشنگتن برای تضمین امنیت دریایی دچار تردید شوند.
دیدگاه جویس: فرصت و خطر همزمان برای چین
پیشروی حوثیها هم فرصت و هم خطر برای چین ایجاد میکند. پکن میتواند از ارتباطات خود برای حفاظت از منافع دریاییاش استفاده کند و در شرایطی که تعهدات امنیتی آمریکا مورد تردید قرار گرفته، تصویر خود را بهعنوان یک بازیگر دیپلماتیک مؤثر تقویت کند.
با این حال، چین خواهان تضعیف عربستان سعودی، وقوع یک جنگ منطقهای یا یک شوک پایدار انرژی که به اقتصاد خود چین آسیب بزند، نیست.
داستان بزرگتر این نیست که چین یکشبه در حال جایگزین شدن با آمریکا بهعنوان ضامن امنیتی، شریک نظامی یا قدرت خارجی مسلط در خلیج فارس است. مسئله این است که یک نظم امنیتی پراکندهتر و پساآمریکایی در حال شکلگیری در خلیج فارس است؛ نظمی که در آن چین میتواند با تعامل گزینشی با بازیگرانی که واشنگتن نمیتواند یا نمیخواهد بهطور کامل با آنها مقابله کند، نفوذ خود را افزایش دهد.