سعید جعفری در نشریه فارن پالیسی نوشت: نظم منطقهای مورد نظر ایران، بدون حضور خودش در حال شکلگیری است. تهران مدتها خواهان همکاری بیشتر میان کشورهای مسلمان بوده است. اما پیمان مکه چیزی نیست که مدنظرش بود.
به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: ایران سالها به همسایگانش گفته است که خاورمیانه برای تامین امنیت خود باید کمتر به آمریکا تکیه کند. روز ۷ اوت، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان گامی در همین مسیر برداشتند. ایران اما در میان آنها نبود.
این سه کشور «توافق دفاع مشترک مکه» را امضا کردند که بر اساس آن، حمله مسلحانه به یکی از آنها حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، بعدتر این بند را با ماده پنجم ناتو مقایسه کرد. این پیمان یک کمیته در سطح وزرا و یک دبیرخانه دائمی در عربستان سعودی خواهد داشت.
اینکه این توافق جدید در عمل تا چه اندازه موثر خواهد بود و اعضای آن تا چه حد آمادهاند در صورت حمله به یکی از آنها به دفاع از یکدیگر برخیزند، هنوز روشن نیست. ممکن است ایران وسوسه شود این موضوع را آزمایش کند، با این امید که ضعف پیمان را آشکار سازد. اما این خطر جدی وجود دارد که چنین اقدامی فقط به انزوای بیشتر ایران در منطقه منجر شود.
زمانی که عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ یک توافق دفاعی امضا کردند، مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، از آن بهعنوان آغاز شکلگیری یک «نظام جامع امنیت منطقهای» میان کشورهای مسلمان استقبال کرد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در مه ۲۰۲۵ نیز استدلال مشابهی را مطرح کرده بود. او در مقالهای برای «مجمع گفتوگوی تهران» نوشت کشورهای منطقه باید به جای وابستگی به قدرتهای خارجی، ترتیبات امنیتی خود را ایجاد کنند. او نوشت: «صلح پایدار در غرب آسیا تنها از طریق توانمند کردن بازیگران منطقهای آن قابل دستیابی است.» عراقچی همچنین نوشت: «ایران همواره خواهان سازوکارهای فراگیر و بومی برای رسیدگی به چالشهای منطقهای بوده است.»
در واقع، ایران در ابتدا امیدوار بود ازسرگیری روابط دیپلماتیک با عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ بتواند پایهای برای شکلگیری چنین سازوکاری فراهم کند. اما نزدیکی دو کشور عمدتا به راهی برای مدیریت تنشهای میان آنها محدود ماند و به ایجاد یک نظام امنیتی مشترک منجر نشد.
با آغاز جنگ در ماه فوریه، این مسئله برای تهران فوریت بیشتری پیدا کرد. ایران به تاسیسات نظامی آمریکا در سراسر خلیج فارس حمله کرد و همزمان با موشک و پهپاد خاک کشورهای عربی را نیز هدف قرار داد. در همان حال، دولتهای خلیج فارس کانالهای ارتباطی خود با تهران را باز نگه داشتند و تلاش کردند مانع گسترش جنگ از سوی واشینگتن شوند.
در چنین شرایطی، ایران بار دیگر خواهان شکلگیری یک نظام امنیتی منطقهای شد. عراقچی روز ۲۸ ژوئن گفت ساختار امنیتی خلیج فارس باید مورد بازنگری قرار گیرد و خواهان چارچوب تازهای شد که همه کشورهای منطقه را در بر بگیرد و در عین حال حضور یا مداخله قدرتهای فرامنطقهای را کنار بگذارد.
اما همسایگان ایران از جنگ به نتیجه دیگری رسیدند. آنها به جای استقبال از یک ساختار امنیتی مشترک با تهران، به دنبال همصفبندی امنیتی خودشان رفتند.
البته باید روشن کرد که پیمان مکه صرفا یک ائتلاف ضدایرانی نیست. فیدان گفته است این توافق علیه ایران یا هیچ کشور مشخص دیگری شکل نگرفته و مذاکرات درباره آن نیز نزدیک به سه سال در جریان بوده است. ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی همچنین درباره اسرائیل نگرانیهایی دارند و نسبت به آینده تعهدات امنیتی آمریکا نیز تردیدهایی وجود دارد.
با این حال، نمیتوان انکار کرد که بخشی از انگیزه شکلگیری این ائتلاف، نگرانی درباره فعالیتهای ایران بوده است. ایران بخش بزرگی از آرایش نظامی خود را ابزاری برای حفاظت در برابر آمریکا و اسرائیل میداند، اما طبیعی است که همسایگانش همان موشکها و نیروهای نیابتی را تهدیدی علیه امنیت خود ببینند. عربستان سعودی هدف موشکهای ایرانی قرار گرفته و اکنون نیز در دریای سرخ با تهدید تازهای از سوی نیروهای مورد حمایت ایران روبهرو است.
اکنون پرسش این است که تهران چگونه واکنش نشان خواهد داد. همان روزی که پیمان امضا شد، عراقچی بار دیگر خواهان اتحاد کشورهای مسلمان و اتکای بیشتر منطقه به توان خود شد. اما ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، موضع صریحا انتقادیتری گرفت و گفت یک «توافق کاغذی» با ترکیه و پاکستان برای عربستان سعودی امنیت به همراه نخواهد آورد.
در واقع، سابقه شکلگیری و متن این پیمان نشان میدهد هنوز درباره میزان استحکام تعهدات دفاع متقابل آن ابهامهایی وجود دارد. تهران ممکن است بخواهد همین ابهام را آزمایش کند.
فیدان از همین حالا گفته است سه کشور پس از وقوع حمله با یکدیگر مشورت خواهند کرد و درباره «میزان، شکل و قالب» حمایتی که هر یک ارائه میدهند تصمیم خواهند گرفت. این حمایت میتواند به معنای اقدام مستقیم نظامی باشد، اما ممکن است شامل پدافند هوایی، اطلاعات، تسلیحات یا اعزام نیرو هم بشود.
توافق پیشین پاکستان با عربستان سعودی یک سابقه در این زمینه ایجاد کرده است. آن توافق این پرسش را بیپاسخ گذاشت که آیا بازدارندگی هستهای پاکستان میتواند شامل عربستان سعودی نیز بشود یا نه؛ موضوعی که اسلامآباد هرگز بهطور کامل روشن نکرده است. زمانی که ایران عربستان سعودی را هدف قرار داد، پاکستان مستقیما وارد جنگ نشد، اما هزاران نیروی نظامی، هواپیمای جنگنده، پهپاد و سامانه پدافند هوایی به عربستان فرستاد.
اگر درگیری با آمریکا دوباره آغاز شود و ایران بار دیگر عربستان سعودی را هدف قرار دهد، واکنش ترکیه و پاکستان یکی از نخستین نشانهها درباره میزان استحکام این پیمان خواهد بود. به همین ترتیب، ازسرگیری حملات حوثیها علیه عربستان، ترکیه و پاکستان را ناچار خواهد کرد نهتنها درباره نوع حمایتی که باید ارائه دهند تصمیم بگیرند، بلکه مشخص کنند تا چه اندازه حاضرند ایران را مستقیما مسئول این حملات بدانند.
خطر برای تهران این است که حتی اگر واکنش مشترک این کشورها کمتر از حد انتظار باشد، آزمایش کردن پیمان ممکن است در نهایت به تقویت و گسترش آن منجر شود. ترکیه از همین حالا خواهان گسترش پیمان شده و نام مصر نیز بهعنوان یکی از اعضای احتمالی آینده مطرح شده است. هرچه همسایگان ایران بیشتر احساس تهدید کنند، ایران بیشتر در معرض انزوا قرار خواهد گرفت.
برای تهران، دنبال کردن تنشزدایی با ریاض ممکن است راهبرد مفیدتری باشد. روابط ایران و عربستان از سال ۲۰۲۳ بهبود یافته و حتی در جریان جنگ نیز ریاض کانالهای دیپلماتیک را باز نگه داشته است. یک مقام ارشد سعودی این هفته گفت تماسها با ایران و تلاشهای میانجیگرانه «در مسیر درست» پیش میروند، هرچند همزمان عربستان خود را برای احتمال حملات تازه آماده میکند.
ایران همچنین همچنان امکان کار با ترکیه و پاکستان را دارد. هر دو کشور روابط سیاسی و اقتصادی نزدیکی با ایران دارند و هر دو در جریان جنگ نقش مهمی در میانجیگری ایفا کردهاند. منافع و برداشت آنها از تهدید نیز با عربستان سعودی یکسان نیست. ایران میتواند از این روابط استفاده کند و تلاش کند مانع شود پیمان به یک همصفبندی گستردهتر با محور مهار ایران تبدیل شود.
اینکه ایران کدام مسیر را انتخاب کند، ممکن است به بحث گستردهتری درباره سیاست کشور بستگی داشته باشد که اکنون در داخل ایران در جریان است.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، استدلال کرده است که جنگ روابط منطقهای را تغییر داده و ایران باید در واکنش به آن، روابط خود با همسایگانش را تقویت کند. او در مصاحبهای در ماه مارس با روزنامه قطری «العربی الجدید» گفت تهران آماده دستیابی به «توافقهای امنیتی پایدار» با کشورهای منطقه است و بار دیگر تاکید کرد امنیت منطقه باید بدون دخالت خارجی تامین شود.
امیرحسین ثابتی، نماینده تندروی مجلس که از چهرههای نزدیک به سعید جلیلی است، دیدگاه متفاوتی درباره چگونگی تامین امنیت ایران دارد. او توافق ماه ژوئن با واشینگتن را نتیجه یک «خطای محاسباتی» از سوی مقامهای ایرانی توصیف کرده و استدلال کرده است که تکیه بر دیپلماسی با آمریکا نه مانع جنگ دیگری خواهد شد و نه امنیت ایران را تضمین خواهد کرد. او خواهان تقویت اهرمهای نظامی ایران و «جبهه مقاومت» شده و هشدار داده است که در غیر این صورت «جنگهای بیشتر و شدیدتری» در پیش خواهد بود.
پیمان مکه ممکن است هرگز به یک «ناتوی خاورمیانه» تبدیل نشود و نخستین بحران واقعی آن هم شاید محدودیتهای جدیاش را آشکار کند. اما ایران برای دیدن آنچه تغییر کرده نیازی ندارد منتظر چنین آزمونی بماند. رهبران این کشور سالها از کشورهای منطقه میخواستند مسئولیت بیشتری برای امنیت خود بر عهده بگیرند. حالا آنها دارند این کار را آغاز میکنند. اینکه نظامی که در حال شکلگیری است در نهایت ایران را هم در بر بگیرد یا هرچه بیشتر برای محافظت از آنها در برابر ایران به کار گرفته شود، تا حد زیادی به این بستگی خواهد داشت که تهران در گام بعدی چه تصمیمی بگیرد.