کد خبر: ۹۲۴۰۴۵
تاریخ انتشار: ۱۵ : ۱۴ - ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل:

اکنون کاخ سفید بیش از همه بر پیش‌برد یک تفاهم دیپلماتیک با ایران متمرکز است و بازیگران منطقه‌ای مجبور به تطبیق خود با این واقعیت هستند/ تلاش اسرائیل برای تأثیرگذاری بر مذاکرات آمریکا جهت توافق با ایران، با مشکل مواجه شده/ موفقیت تهران در پیوند زدن میدان‌های متعدد درگیری، انعطاف‌پذیری تل‌آویو را بیش از پیش محدود کرده

رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل تأکید کرد: تهران عملاً موفق شده است جبهه لبنان را به عرصه گسترده‌تر تقابل ایران و اسرائیل پیوند بزند. حتی یک حمله بزرگ به منطقه ضاحیه بیروت نیز بعید است توانایی‌های نظامی یا وضعیت استراتژیک حزب‌الله را به طور بنیادین تغییر دهد.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل تأکید کرد: تهران عملاً موفق شده است جبهه لبنان را به عرصه گسترده‌تر تقابل ایران و اسرائیل پیوند بزند. حتی یک حمله بزرگ به منطقه ضاحیه بیروت نیز بعید است توانایی‌های نظامی یا وضعیت استراتژیک حزب‌الله را به طور بنیادین تغییر دهد.

به گزارش انتخاب، دنیس سیترونوویچ رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل در یادداشتی نوشت: 

الف. رویدادهای دیروز دستاورد مهم دیگری برای ایران در تقابل منطقه‌ای برجسته کرد: تهران عملاً موفق شده است جبهه لبنان را به عرصه گسترده‌تر تقابل ایران و اسرائیل پیوند بزند. هرگونه تشدید تنش در لبنان اکنون به طور فزاینده‌ای از منشور پویایی روابط آمریکا و ایران دیده می‌شود.

ب. همزمان، نحوه مدیریت بحران توسط دولت ترامپ بر عزم واشنگتن برای حفظ شتاب به سمت تفاهم با ایران و جلوگیری از اخلال‌گران بالقوه، از جمله تحولات لبنان، تأکید دارد.

پ. با این وجود، وضعیت لبنان همچنان بسیار ناپایدار است. اسرائیل و حزب‌الله برداشت‌های اساساً متفاوتی از تفاهم‌های کنونی دارند. اسرائیل بر این باور است که به جز بیروت، در سراسر لبنان آزادی عمل دارد، در حالی که حزب‌الله اصرار دارد هرگونه فعالیت نظامی اسرائیل نقض چارچوب آتش‌بس است. این تفاسیر متضاد، پتانسیل قابل توجهی برای اصطکاک و تشدید مجدد تنش در میدان ایجاد می‌کند.

ت. حتی اگر واشنگتن و تهران در هفته آینده به توافقی دست یابند، همانطور که رئیس‌جمهور ترامپ اخیراً اشاره کرد ممکن است، لبنان احتمالاً یک نقطه اختلاف باقی بماند. نبود یک چارچوب مورد قبول دوطرفه که عملیات نظامی ادامه‌دار اسرائیل در لبنان را تنظیم کند، جای فروانی برای بحران‌های آینده باقی می‌گذارد.

ث. بنیادی‌تر اینکه، به نظر می‌رسد اسرائیل فاقد یک استراتژی منسجم بلندمدت برای لبنان است. حتی یک حمله بزرگ به منطقه ضاحیه بیروت نیز بعید است توانایی‌های نظامی یا وضعیت استراتژیک حزب‌الله را به طور بنیادین تغییر دهد. به طور متناقض، یک آرایش باثبات‌تر در لبنان می‌تواند فرصت‌هایی برای پیشبرد گفتگو بین اسرائیل و دولت لبنان ایجاد کند، نه اینکه صرفاً بر فشار نظامی تکیه شود.

ج. موقعیت استراتژیک اسرائیل به طور فزاینده‌ای پیچیده می‌شود. اورشلیم در تلاش برای تأثیرگذاری بر تلاش واشنگتن برای توافق با ایران، با مشکل مواجه شده است. موفقیت تهران در پیوند زدن میدان‌های متعدد درگیری، انعطاف‌پذیری اسرائیل را بیش از پیش محدود کرده است. در حالی که کارزار انجام‌شده در کنار ایالات متحده، فرصت‌های بی‌سابقه‌ای برای اسرائیل ایجاد کرد، اما وابستگی اسرائیل به اولویت‌های دولت آمریکا را نیز افزایش داد. در حال حاضر، کاخ سفید بیش از همه بر پیشبرد یک تفاهم دیپلماتیک با ایران متمرکز به نظر می‌رسد و بازیگران منطقه‌ای از جمله اسرائیل مجبور به تطبیق با این واقعیت هستند.

نتیجه نهایی: سؤال استراتژیک مرکزی دیگر این نیست که آیا لبنان می‌تواند از رابطه گسترده‌تر آمریکا و ایران جدا شود. ایران تا حد زیادی تضمین کرده است که نمی‌تواند. چالش واقعی اکنون این است که آیا واشنگتن می‌تواند همزمان توافق با تهران را دنبال کند و هم از تبدیل شدن لبنان به محرک بعدی تنش منطقه‌ای جلوگیری نماید.

نظرات بینندگان