
بلومبرگ نوشت: اگر تنگه بسته بماند، جهان مجبور خواهد شد مصرف نفت و گاز خود را بهطور قابل توجهی کاهش دهد—اما پیش از آن قیمتها به سطحی جهش خواهند کرد که مصرفکنندگان و کسبوکارها را مجبور به پرواز کمتر، رانندگی کمتر و هزینهکرد کمتر کند. هماکنون تقاضا در حال کاهش است و برخی کشورها در آسیا مشغول انباشت و سهمیهبندی سوخت هستند. مقامهای دولت آمریکا و تحلیلگران والاستریت نیز در حال بررسی این احتمال هستند که قیمت نفت ممکن است تا سطح بیسابقه ۲۰۰ دلار برای هر بشکه افزایش یابد.
به گزارش «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: پاتریک پویان، مدیرعامل شرکت توتال انرژی ، در کنفرانسی در هیوستون گفت: «برای من روشن است که اگر این بحران بیش از سه یا چهار ماه طول بکشد، به یک مشکل سیستمی برای جهان تبدیل میشود. نمیتوانیم ۲۰ درصد از نفت خامی که بهطور جهانی صادر میشود در خلیج فارس گیر کرده باشد و ۲۰ درصد ظرفیت LNG بلااستفاده باقی بماند، بدون اینکه تبعاتی داشته باشد.»
یک محاسبه ساده نشان میدهد که بسته شدن تنگه، جریان جهانی نفت را حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز کاهش داده است، پس از در نظر گرفتن مداخلههایی که تاکنون برای جبران این کمبود انجام شدهاند. وقتی این رقم با سطح تقاضای پیش از جنگ مقایسه شود، حدود ۹ میلیون بشکه کسری باقی میماند—که فاصلهای بسیار بزرگ است و بیش از مجموع مصرف نفت بریتانیا، فرانسه، آلمان، اسپانیا و ایتالیا است. کاهش تقاضا، بهویژه در آسیا، در حال کمک به کم کردن این شکاف است. (بازار پیش از جنگ نیز در وضعیت مازاد بود.)
اما برای عرضه، شاید این بهترین وضعیت ممکن باشد. آزادسازی ذخایر اضطراری گسترده و معافیتهای آمریکا از تحریمهای نفتی روسیه و ایران زمان خریدند، اما این مداخلهها محدود هستند. وقتی این منابع به پایان برسند، مشخص نیست که رئیسجمهور دونالد ترامپ چه ابزار دیگری برای جلوگیری از جهش قیمت نفت جهانی در کوتاهمدت در اختیار دارد—جز بازگشایی کامل تنگه.
ایران تاکنون اجازه داده است که تعدادی کشتی خارجی بهصورت قطرهچکانی از این آبراه عبور کنند، اما ارقام فعلی تأثیر محسوسی بر بازار نداشتهاند.
وضعیت در بازار گاز طبیعی مایع (LNG) حتی شدیدتر است. تنگه هرمز معمولاً حدود یک پنجم عرضه جهانی را تأمین میکند و آخرین محمولهها از خاورمیانه اکنون در آستانه رسیدن به مقصد خود هستند. برخلاف نفت، هیچ مسیر جایگزینی برای رساندن گاز به بازار وجود ندارد و ذخایر استراتژیک بسیار کمی برای پوشش کسری موجود است.
آمریکا بزرگترین صادرکننده LNG جهان است و بازار داخلی گاز این کشور بهخاطر تولید گسترده نسبتاً از جنگ مصون مانده است.
اما موضوع فقط سوخت نیست؛ نفت برای تولید پلاستیک هم استفاده میشود، موادی که تقریباً در همه چیز به کار میروند.
تأمینکنندگان کلیدی خلیج فارس هماکنون تولید نفت خود را کاهش دادهاند، زیرا ظرفیت ذخیرهسازی در منطقه پر شده است. هرچه تنگه بیشتر بسته بماند، ریسک آسیب به داراییهای حیاتی انرژی در جریان درگیری بیشتر میشود و تأثیر بلندمدت بر عرضه حتی شدیدتر خواهد بود. بخشهایی از بزرگترین کارخانه LNG جهان نیز تاکنون آسیب موشکی دیدهاند که مالک آن، قطر انرژی، هشدار داده است که تعمیر آن ممکن است تا پنج سال طول بکشد.
برای اقتصاد جهانی، شوک ناشی از جنگ ایران هماکنون آغاز شده است. شاخص ردیاب قیمتهای کلان دادهای بلومبرک اقتصادی، نرخ تورم مصرفکننده (CPI) آمریکا در مارس را ۳.۴٪ سالانه اعلام کرده که افزایش چشمگیری نسبت به ۲.۴٪ در فوریه دارد و عامل اصلی آن افزایش قیمت سوخت است.
اگر وضعیت را گستردهتر نگاه کنیم، با نفت حدود ۱۱۰ دلار برای هر بشکه، مدل شوک بلومبرگ افزایش قیمت قابل توجه اما قابل مدیریت و کاهش رشد اقتصادی را پیشبینی میکند. در منطقه یورو، این اثر حدود یک واحد درصد بر تورم سالانه و ۰.۶٪ کاهش در GDP دارد.
اما اگر تنگه هرمز تا اواسط سهماهه دوم همچنان بسته بماند، خطر افزایش شدید قیمت نفت وجود دارد. در صورت رسیدن قیمت نفت به ۱۷۰ دلار برای هر بشکه، اثر بر تورم و رشد تقریباً دو برابر میشود — یک شوک استاگفلاسیونی که میتواند همه چیز، از مسیر بانکهای مرکزی تا نتیجه انتخابات میاندورهای آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.
تا چه حد قیمتها باید بالا برود تا تقاضا را خرد کند؟
گریگ شارنو، مدیر پرتفوی کالایی شرکت پیمکو که تقریباً ۲۰ میلیارد دلار را مدیریت میکند، در یک پادکست اخیر گفت: «وقتی صحبت از این میکنیم که آن قیمت چقدر است، وارد حوزه ناشناخته میشویم. اگر این همان تعدیلی باشد که بازار باید انجام دهد، شما بهصورت سخت و دردناک اثر آن را تجربه خواهید کرد.»
فعلاً قیمت نفت هنوز به سطح وحشت نرسیده است. قراردادهای آتی هفته گذشته بالای ۱۱۲ دلار بسته شدند، ۵۵٪ افزایش از زمان آغاز جنگ، اما هنوز بسیار کمتر از رکورد تاریخی ۱۴۷.۵۰ دلار در سال ۲۰۰۸ است. قیمت گاز طبیعی در اروپا از آغاز درگیری ۷۰٪ افزایش یافته، اما هنوز به اوجهای بحران انرژی ۲۰۲۲ نرسیده است.
بخشی از دلیل این است که معاملهگران فرض میکنند ترامپ قبل از آنکه هزینه اقتصادی جنگ طولانی شدید شود، از درگیری دست خواهد کشید. رئیسجمهور آمریکا همچنین بارها با پستهای شبکههای اجتماعی که حاکی از پایان قریبالوقوع جنگ بود، قیمتها را کاهش داده، که این امر باعث میشود معاملهگران نتوانند با اطمینان روی قیمت بالاتر نفت شرطبندی کنند.
تأثیر بر عرضه تا حدی با تلاش عربستان سعودی و امارات برای مسیر جایگزین خط لولهها که تنگه هرمز را دور میزند کاهش یافته است، در حالی که آمریکا و دیگر دولتها آزادسازی رکوردی ذخایر نفتی را اعلام کردهاند تا به کنترل قیمت کمک کنند.
سرعت جریان این ذخایر به بازار هنوز مشخص نیست. وزیر انرژی آمریکا، کریس رایت، اعلام کرد که آزادسازی هماهنگ با آژانس بینالمللی انرژی میتواند به سطح ۳ میلیون بشکه در روز برسد، اما بلومبرگ در محاسبات خود از رقم محافظهکارانه ۲ میلیون بشکه در روز استفاده کرده است. چین نیز ذخایر نفت قابل توجهی دارد که میتواند برای کاهش اثر کسری عرضه استفاده کند.
در اقدامات دیگر، آمریکا بهطور موقت تحریمها بر نفت روسیه و ایران که در ذخیرهسازی شناور در دریا گیر کرده بود را لغو کرد، تا این نفت در دسترس خریداران بیشتری قرار گیرد که سریعاً وارد بازار شدند.
تا این لحظه، اقدامات انجامشده هنوز نگرانی کشورهای مصرفکننده عمده را کاهش نداده است. ژاپن پیشتر از IEA خواسته است در صورت نیاز آزادسازی هماهنگ دیگری از ذخایر نفتی انجام شود.
مزایای آزادسازی ذخایر بیشتر در جلسه اخیر گروه کاری انرژی اتحادیه اروپا نیز مطرح شد، هرچند برخی کشورها استدلال کردند چنین اقدامی باید فقط زمانی انجام شود که اختلالات فیزیکی واقعی رخ دهد، نه صرفاً برای مدیریت قیمت. همچنین مشخص نیست که آیا آزادسازی بیشتر واقعاً میزان نفت در بازار را افزایش میدهد یا فقط به معنای طولانیتر شدن فرآیند تخلیه خواهد بود.
به گفته مایک سامرز، مدیرعامل شرکت امریکان پترولیوم، با وجود آزادسازی رکوردی که یک ماه پس از آغاز بحران در جریان است، هنوز مشخص نیست آمریکا چه میزان بیشتر میتواند مصرفکنندگان خود را از شوک قیمتها محافظت کند.
او گفت: «در این مرحله، کتابچه بازی تقریباً خالی است.»
معمولاً وقتی جهان با شوک عرضه نفت مواجه میشود، بازار به عربستان سعودی نگاه میکند — رهبر عملی گروه اوپک پلاس و تنها کشوری که ظرفیت تولید باقیمانده قابل توجهی دارد.
اما با کاهش صادرات عربستان بهخاطر بسته شدن تنگه هرمز، توانایی آن برای افزایش تولید از زمین تقریباً بیفایده است.
و هرچند افزایش قیمتها ممکن است در برخی مناطق مانند آمریکا باعث افزایش محدود تولید شود — تقریباً نیمی از پاسخدهندگان به نظرسنجی سهماهه انرژی بانک فدرال دالاس گفتند که افزایش قیمتها باعث میشود چاههای بیشتری حفر کنند — اما این کافی نخواهد بود تا جبران نفت از دست رفته در هرمز شود. یکی از مدیران یک شرکت بزرگ مستقل نفت غربی گفت که شرکت از آغاز جنگ چندین بار از سوی دولت آمریکا درخواست افزایش تولید دریافت کرده است.
در شرایط فعلی، مقیاس عرضه حذفشده از بازار حداقل به اندازه تحریم نفتی عربی دهه ۱۹۷۰ است، زمانی که افزایش شدید هزینه انرژی باعث کندی رشد و استاگفلاسیون شد. آن شوک نهتنها منجر به کاهش شدید مصرف نفت تا پایان دهه شد، بلکه در نهایت باعث اصلاح گسترده سیستم انرژی جهانی شد.
امروز، معاملهگران، تحلیلگران و اقتصاددانان بار دیگر پیشبینی میکنند که تقاضای جهانی سوختهای فسیلی — و بهطور ضمنی فعالیت اقتصادی — باید بهطور قابل توجهی کاهش یابد تا با عرضه کاهشیافته مطابقت کند اگر تنگه بسته بماند.
جف کاری، مدیر ارشد استراتژی انرژی در گروه کارلایل (Carlyle Group Inc). گفت: «اگر به میزان شوک در حال خروج از خلیج فارس فکر کنید، ممکن است بین ۵ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز از تقاضا از بین برود که تأثیر قابل توجهی مشابه دهه هفتاد خواهد داشت. پیام اصلی این است که **انتقال انرژی به ما تحمیل خواهد شد، به روشی بسیار دردناک و بسیار سریع».
حتی پس از باز شدن تنگه، جریانها ماهها طول میکشد تا به حالت عادی بازگردند — حتی برای تولیدکنندگانی که در جنگ آسیب ندیدهاند.
آلدو اسپانجر، رئیس استراتژی انرژی در BNP Paribas گفت: «تا زمانی که هرمز بسته بماند، بازارهای نفت و گاز متعادل نخواهند شد. تخریب قابل توجه تقاضا که برای تعادل بازارهای نفت و گاز در یک اختلال پایدار هرمز نیاز داریم، به قیمتهای بسیار بالاتر از امروز نیاز دارد.»
