کد خبر: ۹۱۴۶۸۱
تاریخ انتشار: ۵۹ : ۱۶ - ۰۲ فروردين ۱۴۰۵
بلومبرگ:

این ایده که تصرف خارک به نحوی تهران را تسلیم کند، خیال‌پردازانه است / پایانه‌های نفتی دیگری نیز به جز خارک وجود دارند که ایران می‌تواند از آنها برای حفظ جریان کوچکتر نفت استفاده کند، احتمالاً به اندازه‌ای که برای تداوم تلاش‌های جنگی خود کافی باشد /برخلاف جمهوری اسلامی، کاخ سفید از مزیت زمان برخوردار نیست / تاریخ نشان می‌دهد که ایران می‌تواند دوره‌های طولانی صادرات کم نفت را تحمل کند

«من می‌روم و آن را می‌گیرم.» «آن»، جزیره خارک است و «من»، دونالد ترامپ، اما این اظهارنظر درباره پایانه حیاتی نفتی ایران مربوط به سال ۱۹۸۸ است، زمانی که او فقط یک تاجر بود. چهار دهه بعد، رئیس‌جمهور آمریکا در حال بررسی این است که آیا آن لاف قدیمی را عملی کند یا نه، اقدامی که تشدید قابل توجهی در جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی خواهد بود. حالا نیز همانند آن زمان، این ایده که تصرف این سایت به نحوی تهران را تسلیم کند، خیال‌پردازانه است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
بلومبرگ نوشت: «من می‌روم و آن را می‌گیرم.» «آن»، جزیره خارک است و «من»، دونالد ترامپ، اما این اظهارنظر درباره پایانه حیاتی نفتی ایران مربوط به سال ۱۹۸۸ است، زمانی که او فقط یک تاجر بود. چهار دهه بعد، رئیس‌جمهور آمریکا در حال بررسی این است که آیا آن لاف قدیمی را عملی کند یا نه، اقدامی که تشدید قابل توجهی در جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی خواهد بود. حالا نیز همانند آن زمان، این ایده که تصرف این سایت به نحوی تهران را تسلیم کند، خیال‌پردازانه است.
 
به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: بیایید کنار بگذاریم که آیا گرفتن آن — و مهمتر از آن، نگه داشتن آن — عملی است یا نه. در اواخر دهه ۱۹۸۰، ترامپ فکر می‌کرد این کار آسان است: «یک گلوله به یکی از مردان یا کشتی‌هایمان شلیک کنند، من خارک را با خاک یکسان می‌کنم.» پس از بمباران اهداف نظامی در این جزیره در اوایل این ماه، او قصد خود را برای اقدامات فراتر محفوظ نگه داشته است. به نظر می‌رسد کاخ سفید گمان می‌کند این پایانه می‌تواند یک اهرم چانه‌زنی برای وادار کردن ایران به بازگشایی تنگه هرمز باشد. ترامپ روز جمعه وقتی درباره تصرف خارک سوال شد، گفت: «شاید برنامه داشته باشم، شاید هم نداشته باشم.»
 
حتی بدون بحث درباره خطرات مستقر کردن نیروهای آمریکایی در خاک ایران، ارزش دارد که بررسی کنیم جزیره خارک دقیقاً چه چیزی فراهم می‌کند و ارزش آن برای حکومت در تهران چیست.
 
برخلاف تصور رایج، خارک — که حدود نیمی از وسعت منهتن و تقریباً ۲۵ کیلومتر با سرزمین اصلی ایران فاصله دارد — تنها شیر دریایی صنعت عظیم نفتی جمهوری اسلامی نیست. تهران پایانه‌های نفتی دیگری نیز دارد. مسلماً هیچ‌کدام با ظرفیت این جزیره برابری نمی‌کند، اما در شرایط اضطراری، خروجی‌های جایگزینی را فراهم می‌کنند که به ایران امکان می‌دهد مقداری نفت صادر کند. اگرچه ممکن است زیاد نباشد، حتی مقدار کم هم در زمان جنگ می‌تواند تفاوت ایجاد کند.
 
رئیس‌جمهور ترامپ تهدید می‌کند که در صورت ادامه محاصره کشتیرانی از طریق تنگه هرمز توسط ایران، به دارایی‌های نفتی حمله خواهد کرد.
 
به طور معمول، خارک ۹۰ درصد از صادرات نفت خام ایران را تشکیل می‌دهد که معمولاً حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز است. این جزیره از نزدیکی به میادین عظیم خشکی کشور، اسکله‌های آب عمیق، ظرفیت عظیم ذخیره‌سازی و توانایی بارگیری سریع نفتکش‌ها بهره می‌برد. به همین دلیل است که ایران آن را ترجیح می‌دهد.
 
اما پایانه‌های نفتی دیگری نیز وجود دارند، مانند جاسک که مهمتر از همه، در دریای عرب و درست در خارج از تنگه هرمز مورد مناقشه قرار دارد. ایران اخیراً یک نفتکش را در آنجا بارگیری کرد و حکومت احتمالاً می‌تواند روزانه حدود ۳۰۰ هزار بشکه از آن صادر کند. سایر پایانه‌ها شامل جزیره لاوان، جزیره سیری و قشم هستند که همگی در داخل خلیج فارس قرار دارند. اینها کمتر صادرات دارند اما احتمالاً با هم می‌توانند ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه در روز مدیریت کنند.
 
حتی مجموع این مکان‌ها به پای خارک هم نمی‌رسد. در بهترین حالت، احتمالاً می‌توانند یک چهارم ظرفیت این جزیره را انجام دهند. با این حال ایران می‌تواند از آنها برای حفظ جریان کوچکتر نفت استفاده کند، احتمالاً به اندازه‌ای که برای تداوم تلاش‌های جنگی خود کافی باشد. اگر یک چیز از سال‌ها «فشار حداکثری» آمریکا بر صنعت نفت ایران آموخته باشیم، آن قابلیت تدبیر و ابتکار تهران است. وقتی حکومت در تنگنا قرار می‌گیرد، معمولاً در زمینه نفت فراتر از انتظار عمل می‌کند.
 
این کشور همچنین محصولات نفتی دیگری به نام مایعات گاز طبیعی (NGLs) صادر می‌کند که خوراک باارزشی در صنعت پتروشیمی است. و محصولات پالایش شده مهمی مانند نفت کوره، گاز مایع (ال‌پی‌جی) و نفتا می‌فروشد. مجموع اینها روزانه یک میلیون بشکه دیگر می‌شود که عمدتاً از ترکیب سه پایانه تأمین می‌شود: عسلویه، بندر ماهشهر و آبادان. این پایانه‌ها سالانه میلیاردها دلار درآمد دارند و توجه بسیار کمتری نسبت به خارک دریافت می‌کنند. مایعات گاز طبیعی پس از نفت خام و گاز طبیعی، سودآورترین صادرات ایران هستند.
 
تهران به لطف رونق در تولید میعانات گازی و مایعات گاز طبیعی، بیشتر از آنچه معمولاً اذعان می‌شود، نفت پمپاژ می‌کند.
 
برای اینکه ترامپ واقعاً شریان پترودلار — یا پترویوان — ایران را قطع کند، نه تنها باید خارک را تصرف کند، بلکه باید همزمان پایانه‌های دیگر را نیز بگیرد. هر اقدام دیگری ایران را قادر به صادرات مقداری نفت می‌گذارد. تاریخ نشان می‌دهد که ایران می‌تواند دوره‌های طولانی صادرات کم نفت را تحمل کند.
 
نکته مهم این است که ایران از موضع قدرت منابع وارد جنگ شد، با تولید کل مایعات نفتی در بالاترین سطح ۴۶ سال اخیر یعنی نزدیک به ۵ میلیون بشکه در روز. این به فروش پررونق خارجی منجر شد. صادرات نفت خام آن ماه گذشته به بالاترین سطح هشت سال اخیر یعنی ۲.۲ میلیون بشکه در روز رسید.
 
علاوه بر این، روزانه یک میلیون بشکه دیگر از مایعات نفتی و محصولات پالایش شده صادر کرد.
 
در سال‌های ۲۰۲۰-۲۰۲۱، زمانی که ترامپ آن کارزار فشار حداکثری تحریم‌های نفتی را آغاز کرد، صادرات نفت خام ایران برای چندین ماه به کمتر از ۲۵۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت. حتی با احتساب مقدار کمی که از رادار پنهان می‌ماند، محموله‌های نفت خام این کشور به خارج از مرزها در بازه بیش از ۲۴ ماه بین اوایل ۲۰۲۰ و اواسط ۲۰۲۲ از ۷۵۰ هزار بشکه در روز فراتر نرفت.
 
ارزش جایگزین
 
با وجود فشار مالی، تهران تسلیم نشد. اینکه انتظار داشته باشیم امروز تسلیم شود، حتی اگر ترامپ بتواند صادراتش را دوباره ۹۰ درصد کاهش دهد، درس‌های گذشته را نادیده می‌گیرد. و برخلاف جمهوری اسلامی، کاخ سفید از مزیت زمان برخوردار نیست. باید ظرف چند روز یا حداکثر چند هفته، تنگه هرمز را بازگشایی کند. ترامپ ماه‌ها زمان ندارد تا فشار بر ایران را برای پذیرش یک توافق افزایش دهد. تا آن زمان، اقتصاد جهانی به دلیل قیمت‌های سرسام‌آور نفت در حال فروپاشی خواهد بود.
 
سیاست «فشار حداکثری» علیه فروش نفت ایران از ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱، تغییری در رفتار جمهوری اسلامی ایجاد نکرد.
 
البته، آمریکا می‌تواند بدون تصرف خارک یا سایر پایانه‌ها، تمام صادرات نفت ایران را متوقف کند. می‌تواند تحریمی اعمال کند و مانع از حرکت هر نفتکش حامل نفت ایران شود. اما باز هم تردید دارم که این کار به اندازه کافی سریع عمل کند تا قبل از رسیدن قیمت‌های نفت به سطوح غیرقابل تحمل، دست تهران را ببندد. قطعاً تهران فرض کرده بود که در جنگ با آمریکا نمی‌تواند حتی یک بشکه نفت صادر کند.
 
به هر حال، توانایی مستمر آن در بارگیری نفتکش‌ها و عبور دادن آنها بدون مانع از تنگه هرمز، باید برای برنامه‌ریزان نظامی ایران یک شگفتی مثبت باشد. هدیه حتی بزرگتر، لغو تحریم‌های نفتی ایران توسط واشنگتن به مدت ۳۰ روز است. با ورود به هفته چهارم جنگ، ایران روزانه حداقل ۱.۵ میلیون بشکه نفت خام و سایر محصولات صادر کرده است. با فرض میانگین قیمت ۸۰ دلار در هر بشکه، این مبلغی معادل ۲.۵ میلیارد دلار است که شک دارم تهران هنگام شروع بمباران‌ها انتظارش را داشت.
 
تا کنون، دولت ترامپ می‌داند که تهدید به تلافی نیز واقعی است. اگر زیرساخت‌های نفتی ایران مورد حمله قرار گیرد، با حمله به سایت‌های انرژی در کشورهای همسایه پاسخ خواهد داد. دنیس سیترینوویچ از مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تل‌آویو می‌گوید سیاست ایران این است: «هر کاری با ما بکنید، ما با شما خواهیم کرد — و بیشتر.»
 
خارک به مدت ۴۰ سال ترامپ را مجذوب خود کرده است. حیف که این شامل درک درستی از آنچه خارک به ایران ارائه می‌دهد و اینکه تهران چگونه ممکن است بدون آن اداره شود، نمی‌شود. شاید به همین دلیل است که روز جمعه این جزیره را تهدید کرد و تا روز شنبه، در عوض به ایران اولتیماتوم ۴۸ ساعته داد تا تنگه را بازگشایی کند، در غیر این صورت با حمله به شبکه برق خود مواجه خواهد شد. همانطور که اغلب در مورد رئیس‌جمهور آمریکا رخ می‌دهد، عدم درک تاریخ ممکن است منجر به تصمیمات تأسف‌باری شود.
نظرات بینندگان