کد خبر: ۸۹۷۴۴۳
تاریخ انتشار: ۰۸ : ۲۳ - ۰۸ آذر ۱۴۰۴

یادداشت‌های علم، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۵۲: شاه گفت به فرمانده نیروی دریایی کمال عدم رضایت ما را اطلاع بده؛ من این جوان‌ها را روی کار آوردم که کار کنند، این هم کار آقایان!

یادداشت‌های اسدالله علم: شاهنشاه فرمودند: به فرمانده نیروی دریایی کمال عدم رضایت ما را اطلاع بده. من این جوان‌ها را روی کار آوردم. (منظور حکومت سرهنگی است و همه اینها هم سرهنگ بودند که پس از متقاعد شدن کله گنده‌ها کار‌ها را در دست گرفتند) که کار بکنند، این هم کار آقایان! عرض کردم: دیشب که موضوع تشریف نبردن شاهنشاه را اطلاع دادم، بیچاره [رمزی]عطائی سکته میکرد. عرض کرد، من شش ماه بیشتر نیست کار را در دست گرفته‌ام، حداقل شاهنشاه شش ماه دیگر به من فرصت بدهند.
یادداشت‌های علم، سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۵۲: شاه گفت به فرمانده نیروی دریایی کمال عدم رضایت ما را اطلاع بده؛ من این جوان‌ها را روی کار آوردم که کار کنند، این هم کار آقایان!
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس تاریخ «انتخاب»: اسدالله علم (۱ مرداد ۱۲۹۸ بیرجند – ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ نیویورک)، یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی دوران محمدرضا شاه، وزیر دربار از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ و نخست‌وزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بود.  

 

«انتخاب» هر شب یادداشت‌های روزنوشت علم را منتشر می‌کند.

 

۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۲: صبح اصفهان آمدیم. شاهنشاه از دانشگاه اصفهان بازدید فرمودند. دانشگاه کوچکی است ولی روی پای خودش ایستاده و به جلو می‌رود....

شاهنشاه بعد از ظهر از مرکز توپ‌خانه و موشک شرفیاب شود. امروز شرفیاب شد. یک ساعت و نیم شرفیاب بود. تمام کار قرارداد تمام شده، موضوع گاز را شاهنشاه میفرمایند نمیدهم که نمیدهم. درست هم میفرمایند. خدا عمرش بدهد، برای پنجاه سال دیگر فکر میکند. مقدار و مبلغ هم شوخی نیست چهارصد ملیارد دلار است (حداقل). 

من به حضور رسیدم. چند تلگراف تقدیم کردم. مطالب مختصری عرض کردم. شاهنشاه فرمودند: به فرمانده نیروی دریایی کمال عدم رضایت ما را اطلاع بده. من این جوان‌ها را روی کار آوردم. (منظور حکومت سرهنگی است و همه اینها هم سرهنگ بودند که پس از متقاعد شدن کله گنده‌ها کار‌ها را در دست گرفتند) که کار بکنند، این هم کار آقایان! عرض کردم: دیشب که موضوع تشریف نبردن شاهنشاه را اطلاع دادم، بیچاره [رمزی]عطائی سکته میکرد. عرض کرد، من شش ماه بیشتر نیست کار را در دست گرفته‌ام، حداقل شاهنشاه شش ماه دیگر به من فرصت بدهند. فرمودند: ترسم این است که، چون اینها همه هم ردیف هم هستند، انضباط از دست رفته باشد. 

عصری سفیر آلمان و صاحبان صنایع کروپ شرفیاب شدند، برای سرمایه گذاری در ایران و مخصوصاً تأسیس پالایشگاه در جنوب که از صدهزار بشکه در روز شروع بشود و به پانصد هزار بشکه در روز برسد و همچنین انجام کار‌های دیگر ..

نظرات بینندگان
captcha