یادداشت‌های علم، جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۵۲: قیمت گندم تا حالا ۱۰۰٪ بالا رفته؛ در این گیرودار جشن ۲۸ مرداد برپا می‌کنیم و همین مردم را به سان و رژه می‌بریم؛ من وضع را قابل انفجار‌ می‌بینم و بسیار نگرانم

یادداشت‌های علم، جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۵۲: قیمت گندم تا حالا ۱۰۰٪ بالا رفته؛ در این گیرودار جشن ۲۸ مرداد برپا می‌کنیم و همین مردم را به سان و رژه می‌بریم؛ من وضع را قابل انفجار‌ می‌بینم و بسیار نگرانم
یادداشت‌های اسدالله علم: قیمت گندم از آن تاریخ تا حالا ۱۰۰٪ بالا رفته و ملت ایران ۷۰ ملیون دلار غرامت این ندانم کاری را می‌دهد. باری زیاد ننویسم. در این گیرودار جشن ۲۸ مرداد برپا می‌کنیم و همین مردم را به سان و رژه می‌بریم، یا از شاهنشاه استقبال یک ملیون نفری می‌کنیم. برای چه؟ من وضع را قابل انفجار می بینم و بسیار نگرانم.

قسمت صد و پنجاه و چهارم خاطرات میلسپو: مادامی که ایران نتواند نظم را در خانه اش برقرار کند نخواهد توانست نقش بین المللی خود را به عنوان کشور حائل ایفا کند

قسمت صد و پنجاه و چهارم خاطرات میلسپو: مادامی که ایران نتواند نظم را در خانه اش برقرار کند نخواهد توانست نقش بین المللی خود را به عنوان کشور حائل ایفا کند
در گذشته ضعف داخلی و سوء اداره حکومت‌های این منطقه درگیری‌های خارجی را تشویق می‌کرد و رقابت‌های بین المللی را برمی انگیخت. مادامی که ایران نتواند نظم را در خانه اش برقرار کند نخواهد توانست نقش بین المللی خود را به عنوان کشور حائل ایفا کند. ایران باید تا جائی که منطقاً امکان دارد از وحدت و ثبات برخوردار باشد و بتواند امور خودش را با حداقل قدرت، صحت و کارآئی اداره کند. در این فصل ما آزمایش می‌کنیم که این نیاز‌ها چگونه به بهترین وجه ممکن است برآورده شود. پس از آن به مسئلۀ خط مشی سیاسی امریکا در قبال روسیه می‌پردازیم.

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۵۲

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۵۲
یادداشت‌های اسدالله علم: ساعت ۴ صبح وارد تهران شدم. بچه‌ها را بردم منزل خودشان خواباندم. خوشبختانه در راه گرفتار ناراحتی بچه‌ها، یا راهزنی هوایی، یا حمله در فرودگاه بیروت که نشسته بودیم، نشدیم. تمام روز را در منزل گذراندم. فقط ظهر یک ساعتی به دفتر رفتم. تلفنی حضور شاهنشاه عرض کردم که اگر شنبه به سلامتی تهران خواهند آمد، من دیگر به شمال نیایم و مزاحم نشوم.

قسمت صد و پنجاه و سوم خاطرات میلسپو: ملت ایران شایسته استقلال است، به این دلیل که ایرانیان نماینده یک میراث فرهنگی غنی و دارای آنچنان قدرت فرهنگی بالقوه ای هستند که لیاقت حفظ کردن را دارد

قسمت صد و پنجاه و سوم خاطرات میلسپو: ملت ایران شایسته استقلال است، به این دلیل که ایرانیان نماینده یک میراث فرهنگی غنی و دارای آنچنان قدرت فرهنگی بالقوه ای هستند که لیاقت حفظ کردن را دارد
از نظر صلح جهانی، ملاحظات عملی و اخلاقی و عاطفی نشان میدهد که ایران باید همچنان نقش کشور حائل را داشته باشد و برای ایفای این نقش باید عملاً مستقل باشد، دست کم به اندازه ای که کشوری در وضع ایران میتواند از استقلال برخوردار باشد. در برابر مصالح امنیت جهانی، ادعاهای ناسیونالیستی ایرانیان باید در درجه دوم اهمیت قرار گیرد. اما ملت ایران شایسته استقلال است، نه به این دلیل که در طول تاریخ مستقل بوده و امروزه نیز اسماً از استقلال برخوردار است، بلکه به این دلیل که ایرانیان نماینده یک میراث فرهنگی غنی و دارای آنچنان قدرت فرهنگی بالقوه ای هستند که لیاقت حفظ کردن را دارد و به گمان قریب به یقین در چهار چوب یک ملت مستقل دوباره شکوفا خواهد شد.

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۵۲: امروز در تهران از شاهنشاه استقبال بزرگی به عمل آمد؛ هویدا این بازی‌ها را برای گول زدن و منحرف کردن افکار شاه در می‌آورد

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۵۲: امروز در تهران از شاهنشاه استقبال بزرگی به عمل آمد؛ هویدا این بازی‌ها را برای گول زدن و منحرف کردن افکار شاه در می‌آورد
یادداشت‌های اسدالله علم: امروز در تهران از شاهنشاه استقبال بزرگی به عمل آمد. می‌گویند یک ملیون و نیم نفر شرکت کرده اند. احتیاج به این کارها نیست. اگر برای چشم داخلیها است که اغلب می‌دانند به چه صورت این مردم را جمع آوری کرده اند و اگر برای خارجی است که خارج اعتنایی به آن ندارد. چنان که یقین دارم در هیچ جا منعکس نخواهد شد. جز در این گرمای تابستان باز هم مردم را ناراضی کردن نتیجه [ای] عاید نمی‌شود

قسمت صد و پنجاه و دوم خاطرات میلسپو: پرزیدنت ترومن می‌گوید «تلاش در حفظ صلح با هر وسیله‌ای که در اختیار داریم باید بدون وقفه و تزلزل دنبال شود» ولی آیا ما این تلاش را در ایران دنبال کردیم؟

قسمت صد و پنجاه و دوم خاطرات میلسپو: پرزیدنت ترومن می‌گوید «تلاش در حفظ صلح با هر وسیله‌ای که در اختیار داریم باید بدون وقفه و تزلزل دنبال شود» ولی آیا ما این تلاش را در ایران دنبال کردیم؟
پرزیدنت ترومن در ۶ آوریل ۱۹۴۶ اظهار داشت: «پیش بینی اینکه چگونه ممکن است خاور نزدیک و خاورمیانه صحنه رقابت شدید قدرتهای خارج از منطقه قرار گیرد و چگونه این رقابت بطور ناگهانی به جنگ بینجامد، آسان است».  ایران دست کم در هفتاد و پنج سال گذشته و بخصوص طی سه سال گذشته یکی از این صحنه ها بوده است. رئیس جمهوری گفت: «تلاش در حفظ صلح با هر وسیله ای که در اختیار داریم باید بدون وقفه و تزلزل دنبال شود.» این حرف بسیار صحیح است ولی آیا ما این تلاش را در ایران دنبال کردیم؟

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۵۲: شاه سر حال نبود، به من فرمودند «هنوز کسالت من باقی است و به هیچ وجه معالجه نمی‌شود»

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۵۲: شاه سر حال نبود، به من فرمودند «هنوز کسالت من باقی است و به هیچ وجه معالجه نمی‌شود»
یادداشت‌های اسدالله علم: من باز‌ دچار زیاد شدن گلبول سفید شده‌ام. به شاهنشاه عرض کردم. فرمودند: غصه می‌خوری، از این جهت است. ضمن گردش بعد از ظهر... به شاهنشاه عرض کردم: مسافرت چه طور بود؟ فرمودند: بسیار بسیار خوب بود. هر چه خواستم دادند و برای هر کس هم وساطت کردیم  قول مساعدت دادند (منظور ملک حسین می‌باشد). عرض کردم: شاهنشاه سر حال نیستند، آیا هنوز از پرواز دیشب خسته هستید؟ فرمودند: بعد یواشکی به تو خواهم گفت. آخر گردش که به سفارت برگشتیم، به من فرمودند: هنوز کسالت من باقی است و به هیچ وجه معالجه نمی‌شود...

قسمت صد و پنجاه و یکم خاطرات میلسپو: در ١٩٤٦ ضعف دیپلوماسی امریکا و اقدامات آن در شورای امنیت گروه‌های میهن پرست و ضد شوروی ایرانی را از مقاومت منصرف ساخت

قسمت صد و پنجاه و یکم خاطرات میلسپو: در ١٩٤٦ ضعف دیپلوماسی امریکا و اقدامات آن در شورای امنیت گروه‌های میهن پرست و ضد شوروی ایرانی را از مقاومت منصرف ساخت
در ١٩٤٦ ضعف دیپلوماسی امریکا و اقدامات آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد نه تنها به شورویها فرصت داد که به فشارها و دخالتهایشان ادامه بدهند بلکه گروههای میهن پرست و ضد شوروی ایرانی را از مقاومت منصرف ساخت. تعداد ناچیزی از این گروهها جرأت می کردند علیه روسها دست به اقدام علنی بزنند مگر اینکه احساس اطمینان به پشتیبانی داشتند و دورنمای پیروزی را می دیدند‌.

یادداشت‌های علم، جمعه ۵ مرداد ۱۳۵۲: پس از حرفهای راننده ام پشت من لرزید؛ خدا لعنت کند این هویدا را، مثل اینکه واقعاً مأموریت خرابکاری دارد و کک هم او را نمی گزد

یادداشت‌های علم، جمعه ۵ مرداد ۱۳۵۲: پس از حرفهای راننده ام پشت من لرزید؛ خدا لعنت کند این هویدا را، مثل اینکه واقعاً مأموریت خرابکاری دارد و کک هم او را نمی گزد
یادداشت‌های اسدالله علم: راننده من پسر باهوشی است. فهمید من عصبانی شدم. گفت «فلانی البته کار مهمی انجام شده [است]. ولی ملت درست سر در نمی آورد. به اضافه که قند و شکر و روغن نباتی و گوشت که مابه الاحتیاج مردم است، پیدا نمی‌شود. سیمان هم که برای ساختمان یافت نمی‌شود. من بعد از مدتها دوندگی موفق شدم از شهرداری جواز ساختمان بگیرم، آن هم به زور تو و می‌خواستم در تابستان چند اتاقی برای خودم بسازم تازه سیمان نیست.» خیلی حرف عجیب عبرت انگیزی گفت. پشت من لرزید. خدا لعنت کند این هویدا را. مثل اینکه واقعاً مأموریت خرابکاری دارد و کک هم او را نمی گزد.

یادگارنویسی تازه در تخت جمشید؛ تخریب‌گران چگونه به دروازه ملل رسیدند؟ / یک کنشگر میراث فرهنگی: دوربین‌های مدار بسته در سراسر میراث جهانی پارسه کار می‌کند، اما با گذشت پنج تا شش روز کسی از این رخداد تلخ با خبر نشده / با دست به دست شدن عکس یادگاری‌نویسی در شبکه‌های اجتماعی مسئولان و مدیران با خبر شده‌اند

یادگارنویسی تازه در تخت جمشید؛ تخریب‌گران چگونه به دروازه ملل رسیدند؟ / یک کنشگر میراث فرهنگی: دوربین‌های مدار بسته در سراسر میراث جهانی پارسه کار می‌کند، اما با گذشت پنج تا شش روز کسی از این رخداد تلخ با خبر نشده / با دست به دست شدن عکس یادگاری‌نویسی در شبکه‌های اجتماعی مسئولان و مدیران با خبر شده‌اند
پارسه یا تخت جمشید از سوی «وَندال‌ها» (خرابکاران آثار تاریخی) در غفلت عوامل این میراث جهانی مورد دست‌درازی قرار گرفت و فرد یا افرادی ناشناس با شیئی نوک‌تیز روی بدنۀ سنگ‌نگاره ورودی (دروازه ملل یا فرهنگ‌ها)، یادگاری نوشته‌اند.