یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۵۲: به شاه گفتم «برای اینکه افغانها را به زانو درآوریم من باید غرب افغانستان را بشورانم؛ در ثانی باید پادشاه را در دست گرفت»؛ فرمودند «خیلی پفیوز است»

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۵۲: به شاه گفتم «برای اینکه افغانها را به زانو درآوریم من باید غرب افغانستان را بشورانم؛ در ثانی باید پادشاه را در دست گرفت»؛ فرمودند «خیلی پفیوز است»
یادداشت‌های اسدالله علم: در خصوص بلوچستان و افغانستان به تفصیل صحبت کردیم و تصمیمات مهم اتخاذ شد. به این معنی که عرض کردم: قضیه بلوچستان همان طور که شاهنشاه توجه دارید، مسأله روسها است. چهارتا گریلایی که در عراق تربیت شوند، نمی‌توانند مؤثر باشند و کاری از پیش ببرند. باید منتظر پیش آمدهای بیشتری از جانب پاکستان (از جانب بلوچهای طاغی) و همچنین از سمت افغانستان بود که خواه ناخواه باید به بلوچهای طاغی کمک کنند. بنابراین ما دو کار در پیش داریم، یکی اینکه این چند نفر طاغی را در بلوچستان از بین ببریم، که به اقبال شاهنشاه کار مشکلی نیست، من ترتیب آن را دادم. دیگر اینکه افغانها را به زانو دربیاوریم. فرمودند: آخر دست روس پشت سر آنهاست. عرض کردم: باشد، روس که نمی تواند به آن جا سرباز بفرستد. بر فرض هم کار مشکلی بود، چاره نیست، باید اقدام کرد.

قسمت صد و پنجاه و نهم خاطرات میلسپو: یک حکومت صحیح العمل باید قوی باشد و آمادگی رویاروئی با شورشهای ولایات یا خیانت در تهران را با سرعت و قاطعیت داشته باشد

قسمت صد و پنجاه و نهم خاطرات میلسپو: یک حکومت صحیح العمل باید قوی باشد و آمادگی رویاروئی با شورشهای ولایات یا خیانت در تهران را با سرعت و قاطعیت داشته باشد
یک حکومت صحیح العمل باید قوی باشد و آمادگی رویاروئی با شورشهای ولایات یا خیانت در تهران را با سرعت و قاطعیت داشته باشد. ضعف حکومتها هم علت و هم نتیجه هرج و مرج و راهزنی بوده است. اما ایران نخواهد توانست از طریق میلیتاریسم کسب قدرت کند. میلیتاریسم یکی از خطرات دائمی امنیت داخلی و حکومت آزاد است. باید خدمت وظیفه اجباری همراه با ارتش و فرماندهان عروسکی آن، اسباب بازیها و سوء استفاده هایش از بین برود. همانطور که سرهنگ شوارتسکف در ١٩٤٤ پیشنهاد کرد ژاندارمری باید تبدیل به یک نیروی انتظامی ملی، متحرک، مجهز، درستکار، وفادار و با انضباط شود. نیروی مزبور باید تحت کنترل غیر نظامیان بوده و هیچ رابطه ای با شاه و دربار نداشته باشد. 

یادداشت‌های علم، سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۵۲: با اینکه به نان و گوشت کمک هزینه می‌دهیم، قیمت را بالا می‌برند؛ رئیس اصناف دزدی می‌کند و خدا می‌داند با چه اشخاصی دست اندرکار است

یادداشت‌های علم، سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۵۲: با اینکه به نان و گوشت کمک هزینه می‌دهیم، قیمت را بالا می‌برند؛ رئیس اصناف دزدی می‌کند و خدا می‌داند با چه اشخاصی دست اندرکار است
یادداشت‌های اسدالله علم: در خصوص گرانی اجناس در دنیا به این نتیجه رسیدیم که متزلزل بودن وضع پول بین‌المللی که همه ارزها مواج شده و بدی وضع زراعتی چین و شوروی و فشار آمریکا بر ژاپن و آلمان برای بالا بردن قیمتین و مارک و عکس العمل متقابل ژاپن برای تهیه [ذخیره] pile stock باعث این گرانی و بدبختی بین المللی شده و درست هم هست. لکن در ایران این مسائل نیست. به نان و گوشت که [کمک هزینه] subside می‌دهیم، چرا قیمت را بالا می‌برند؟ جز آن که رئیس اصناف دزدی می‌کند و خدا می‌داند با چه اشخاصی دست اندرکار است.

قسمت صد و پنجاه و هشتم خاطرات میلسپو: ایرانیان اصولاً ملتی بی نظم و سرکش نیستند؛ نارضایتی‌های عمومی و محلی با اجرای عدالت، برقراری امنیت و تدابیری برای رفاه عمومی برطرف خواهد شد

قسمت صد و پنجاه و هشتم خاطرات میلسپو: ایرانیان اصولاً ملتی بی نظم و سرکش نیستند؛ نارضایتی‌های عمومی و محلی با اجرای عدالت، برقراری امنیت و تدابیری برای رفاه عمومی برطرف خواهد شد
نارضایتیهای عمومی و محلی با اجرای عدالت، برقراری امنیت و تدابیری برای رفاه عمومی برطرف خواهد شد. ایرانیان اصولاً ملتی بی نظم و سرکش نیستند و وقتی خوب اداره شوند حکومت کردن بر آنان آسان است. برخلاف تصور عمومی سیاستمداران و دولتمردان ایرانی، وحدت ملی نه از طریق تمرکز بلکه از طریق عدم تمرکز عملی است. یعنی نه از راه تمرکز اختیارات و خدمات در پایتخت بلکه از طریق توزیع و تفویض اختیارات و مزایا تا دورترین نقاط کشور.

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۵۲: شاهدخت شهناز با من مشورت کرد که چه جور پدرش را ببیند؛ گفتم که روز تولد شاه بدون خبر قبلی برود به کاخ و به ایشان تبریک بگوید و شروع به بوسیدن پدرش کند

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۵۲: شاهدخت شهناز با من مشورت کرد که چه جور پدرش را ببیند؛ گفتم که روز تولد شاه بدون خبر قبلی برود به کاخ و به ایشان تبریک بگوید و شروع به بوسیدن پدرش کند
یادداشت‌های اسدالله علم: بعد از ظهر... دیدن والاحضرت شاهدخت شهناز رفتم، یعنی ایشان خواسته بودند که بروم. مدتی با من مشورت کردند که چه جور پدرشان را ببینند. من مشورت دادم که صبح چهارم آبان، روز تولد شاهنشاه، بدون خبر قبلی بروید به کاخ و وارد اتاق پدرتان بشوید و به ایشان تبریک عرض کنید و شروع به بوسیدن پدرتان نمایید. گفتم پدر، شما را دوست دارد و اگر با شما متغیر است برای سلامت خود شماست که دست از حرکات ناشایستی که به اغوای شوهرتان مرتکب شدید بردارید (اعتیاد به مواد مخدر و السدی)‌ گفتند حالا که برداشته ایم (و به نظر می‌رسد که راست می‌گویند). گفتم پس دیگر اشکالی در پیش نیست.

قسمت صد و پنجاه و هفتم خاطرات میلسپو: مسلّم شده است که امتیازات انحصاری بیگانگان در ایران همانقدر نامطلوب است که دخالتهای مسلحانه یک جانبه و سیاست ستون پنجم

قسمت صد و پنجاه و هفتم خاطرات میلسپو: مسلّم شده است که امتیازات انحصاری بیگانگان در ایران همانقدر نامطلوب است که دخالتهای مسلحانه یک جانبه و سیاست ستون پنجم
اکنون مسلّم شده است که امتیازات انحصاری بیگانگان در ایران همانقدر نامطلوب است که دخالتهای مسلحانه یک جانبه و سیاست ستون پنجم. هرگونه تحولی در مسئله نفت در آینده باید به کمپانیهای بین المللی واگذار شود و حتی‌الامکان با مشارکت ایران به عمل آید و من از نقطه نظر اصولی هیچ مانعی نمی بینم که مسئلۀ فروش امتیازات موجود از جمله امتیاز شرکت نفت انگلیس و ایران در جنوب و امتیاز شیلات در شمال به کمپانیهای بین‌المللی مورد توجه قرار گیرد. باید به اتحاد شوروی تضمین آزادی عبور و مرور به خلیج فارس و یک بندر آزاد در کرانه خلیج داده شود.

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۵۲: پادشاه یونان نباید به ایران بیاید، ولی آن‌قدر گدا است که چهار روز مهمانی را مغتنم می‌شمارد؛ در زمستان که مهمان ما بود، خرج سلمانی خانم و بچه‌هایش را در سیاهه ما می‌نوشت

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۵۲: پادشاه یونان نباید به ایران بیاید، ولی آن‌قدر گدا است که چهار روز مهمانی را مغتنم می‌شمارد؛ در زمستان که مهمان ما بود، خرج سلمانی خانم و بچه‌هایش را در سیاهه ما می‌نوشت
یادداشت‌های اسدالله علم: پادشاه یونان هم مهمان ماست و هواپیمای شخصی شاهنشاه هم ایشان را آورده و میبرد. من سابقاً عرض کردم: خوب نیست ایشان بیایند. فرمودند: چه عیب دارد؟ (این میل علیا حضرت شهبانو به اغوای دوست یونانی ایشان الی خانم است که خیال استفاده از قبل پادشاه داشت). هزار عیب دارد. این مرد حالا مخالف رژیم جدید است، خود احمقش نباید بیاید و ما را گرفتار محظور سازد. ولی این مرد آن قدر گداست که چهار روز مهمانی را مغتنم می‌شمارد.

یادداشت‌های علم، شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۵۲: تمام صبح به ملاقات گذشت، شاید صد نفری را دیده باشم؛ واقعاً جانکاه است، ولی چه کنم؟ تنها سوپاپ اطمینان من هستم

یادداشت‌های علم، شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۵۲: تمام صبح به ملاقات گذشت، شاید صد نفری را دیده باشم؛ واقعاً جانکاه است، ولی چه کنم؟ تنها سوپاپ اطمینان من هستم
یادداشت‌های اسدالله علم: صبح تمام به ملاقات گذشت، شاید صد نفری را دیده باشم. واقعاً این کار جانکاه است، ولی چه کنم؟ تنها سوپاپ اطمینان من هستم که لااقل مردم دلخوش می‌کنند که شاید عرض آنها به گوش شاهنشاه برسد. درست است که دستگاه‌های انتظامی دائماً گزارش عرض میکنند، ولی به هر حال دست مردم به آنها نمیرسد که باعث دلخوشی مردم بشود. حزب اقلیت هم که ماشاء الله تعالی دست نشانده دولت شده [است]

قسمت صد و پنجاه و ششم خاطرات میلسپو: روسیه در دست درازی به ایرانی که به حال خود واگذار شده باشد، تردید نخواهد کرد؛ آمریکا هم تساوی فرصت و دسترسی به مواد خام را تقاضا خواهد کرد

قسمت صد و پنجاه و ششم خاطرات میلسپو: روسیه در دست درازی به ایرانی که به حال خود واگذار شده باشد، تردید نخواهد کرد؛ آمریکا هم تساوی فرصت و دسترسی به مواد خام را تقاضا خواهد کرد
انگلستان با سرمایه گذاری عظیمی که در نفت جنوب کرده است، نمی‌تواند دستش را از ایران بشوید. اصولاً یک کشور کوچک نباید بیش از یک کشور بزرگ انزوا طلب باشد و در عمل هیچ کشوری به خصوص ایران نمی‌تواند سیاست انزوا در پیش گیرد. روسیه در دست درازی به ایرانی که به حال خود واگذار شده باشد، تردید نخواهد کرد.

قسمت صد و پنجاه و پنجم خاطرات میلسپو: اقدامی که مورد پسند بسیاری از صاحبنظران است این است که روسیه را متقاعد کنند که دست از ایران و ایرانیان بردارد

قسمت صد و پنجاه و پنجم خاطرات میلسپو: اقدامی که مورد پسند بسیاری از صاحبنظران است این است که روسیه را متقاعد کنند که دست از ایران و ایرانیان بردارد
اقدامی که مورد پسند بسیاری از صاحبنظران است این است که روسیه را متقاعد کنند که دست از ایران و ایرانیان بردارد. فرضیه ای که در پس این‌پیشنهاد وجود دارد این است که وقتی ملتها به حال خودشان واگذار شوند، خودشان مسائل خود را با روش آزمون و خطا حل خواهند کرد و رفته رفته در آموختن و بکار بردن درسهائی که از تجربه ها آموخته‌اند پیشرفت خواهند کرد. متأسفانه این فرضیه در مورد همه کشورها و مناطق و نژادها صدق نمی کند.