یادداشت‌های علم، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۵۲: شاه گفت «به وزیر مختار انگلیس و سفیر آمریکا بگو، که بیچاره ملک حسین جز [روحیه] و ارتش خود چیز دیگری ندارد؛ چرا عربستان سعودی و آمریکا به او کمک نمی‌کنند؟»

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۵۲: شاه گفت «به وزیر مختار انگلیس و سفیر آمریکا بگو، که بیچاره ملک حسین جز [روحیه] و ارتش خود چیز دیگری ندارد؛ چرا عربستان سعودی و آمریکا به او کمک نمی‌کنند؟»
یادداشت‌های اسدالله علم: بعد از ناهار شاهنشاه به من فرمودند: اولاً به وزیر مختار انگلیس بگو مسائلی که می‌خواهم با کارینگتون (وزیر دفاع انگلیس) صحبت کنم همان دنباله مسائل قبل است. راجع به ارتباط ارتش ما با ارتش انگلیس، مخصوصاً از لحاظ اسلحه و اختراعات تازه منجمله به کار بردن اشعه [لیزر] در تیراندازی تانکها و ساختمان اسلحه سازی اصفهان و خرید [رزمناو] cruiser deck Through. بعد هم به وزیر مختار انگلیس و سفیر آمریکا، هر دو بگو، که بیچاره ملک حسین جز moral [روحیه] خود و ارتش خود چیز دیگری ندارد. چرا عربستان سعودی و آمریکا به او کمک نمی‌کنند؟ سوریه همین حالا ۲۰۰۰ تانک دارد، هواپیمای میگ روسی مدرن دارد. اردن هیچ ندارد. چرا به او کمک نمی‌کنند؟

قسمت صد و سی و پنجم خاطرات میلسپو: وقتی نخست‌وزیر لایحه لغو اختیارات اقتصادی من را به مجلس تقدیم کرد، قبلاً با سفیر آمریکا مشورت کرده بود

قسمت صد و سی و پنجم خاطرات میلسپو: وقتی نخست‌وزیر لایحه لغو اختیارات اقتصادی من را به مجلس تقدیم کرد، قبلاً با سفیر آمریکا مشورت کرده بود
دولت ایران در عمل از دیپلمات‌های آمریکایی انتظار نظر مشورتی و اظهار عقیده داشت و آنان را همانند دیپلمات‌های انگلیسی و شوروی تشویق به این کار می‌کرد. وقتی آقای بیات نخست وزیر لایحه قانونی لغو اختیارات اقتصادی من را به مجلس تقدیم کرد - گامی که سقوط هیئت را ناگزیر می‌ساخت - قبلاً با سفیر آمریکا مشورت کرده بود.

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۵۲: چون معامله با کمپانی نفت اشلند را فلاح انجام می‌دهد، اقبال آن را به هم می‌زند

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۵۲: چون معامله با کمپانی نفت اشلند را فلاح انجام می‌دهد، اقبال آن را به هم می‌زند
یادداشت‌های اسدالله علم: ملاقات‌های بسیار زیادی داشتم. از جمله مدیر کمپانی نفتی [اشلند]Ashland آمریکایی که آمده با شرایط خیلی سهل از ما نفت بگیرد و با ما شریک شود و از محل فروش این نفت یعنی از منافعی که ما میبریم، از ۵۰% حصه خودمان ده ساله [تأسیسات]installation آنها را در آمریکا بخریم. ما در حقیقت نفت را به قیمت ارزان بفروشیم، مثل فروش به دیگران، ولی از مشارکت هرچه گیر آمد بابت قیمت [تأسیسات]installation می‌رود. اولین معامله از این نوع است، ولی، چون این کار را فلاح میکند، اقبال به هم می‌زند. 

قسمت صد و سی و چهارم خاطرات میلسپو: نظارتی که ما بر درآمدها و هزینه ها داشتیم به عنوان یک نفوذ تثبیت کننده خدمت کرد

قسمت صد و سی و چهارم خاطرات میلسپو: نظارتی که ما بر درآمدها و هزینه ها داشتیم به عنوان یک نفوذ تثبیت کننده خدمت کرد
کمک ما در تلاشهای جنگی نسبت به وظیفه ای که دولت ایران بر عهده ما گذاشته بود، عمدتا جنبه تصادفی داشت و خدمت ما به متفقین یک محصول فرعی آن چیزی بود که در ایران انجام می دادیم. افزون بر آن پس از پایان جنگ و انحلال نهائی هیئت مالی، وزارت خارجه اقداماتی برای حفظ و گسترش فعالیت امریکائیان در ارتش و ژاندارمری ایران به عمل آورد و طبق گزارشها یک هیئت کشاورزی با همکاری وزارت کشاورزی آمریکا به خاورمیانه فرستاد. این موضوع باید درک شود که در هر برنامه جامع کمک امریکا منطقاً یک هیئت قوی اقتصادی در مرتبه اول قرارداد و مواضع کلیدی را در دست می‌گیرد. نظارتی که ما بر درآمدها و هزینه ها داشتیم نه تنها به عنوان یک نفوذ تثبیت کننده خدمت کرد بلکه برای کارآئی امریکائیان در رشته های دیگر نیز ضروری بود. 

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۷ و جمعه ۸ تیر ۱۳۵۲: سرهنگ معمّر قذافی خواب و خیال ریاست عرب را در سر می‌پروراند و می‌خواهد جای ناصر را بگیرد

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۷ و جمعه ۸ تیر ۱۳۵۲: سرهنگ معمّر قذافی خواب و خیال ریاست عرب را در سر می‌پروراند و می‌خواهد جای ناصر را بگیرد
یادداشت‌های اسدالله علم: سرهنگ معمّر قذافی رئیس کشور لیبی اصرار دارد با مصر متحد شود. خواب و خیال ریاست عرب را در سر می‌پروراند و می‌خواهد جای ناصر را بگیرد. سادات رئیس جمهور مصر گرفتار شده است، نه می‌تواند نه بگوید و نه بلی! از قدیم گفته اند: نه باید فلان دیوانه گذاشت نه فلان به دیوانه داد! گو اینکه من او را دیوانه عامل آمریکاییها می‌شناسم. نفت آمریکاییها را هم ملی بکند، بکند، به هر صورت که به آنها می‌فروشد. بعد هم اگر مصر را در دست بگیرد، از نفوذ شورویها خارج می‌کند. مخارج آن را هم که می‌دهد. حالا اگر کتب ضاله را در لیبی بسوزاند، به گاو و گوسفند کسی که بر نمی خورد....

قسمت صد و سی و سوم خاطرات میلسپو: در نامه‌ای به وزارت خارجه توضیح دادم که چرا عاقلانه نیست که در این هنگام ایران را ترک کنم، اما این نامه حتی اعلام وصول نشد

قسمت صد و سی و سوم خاطرات میلسپو: در نامه‌ای به وزارت خارجه توضیح دادم که چرا عاقلانه نیست که در این هنگام ایران را ترک کنم، اما این نامه حتی اعلام وصول نشد
سفیر جدید با خودش نامه ای از وزارت خارجه آورده بود که تقاضا می‌کردند برای پاره ای مذاکرات به واشینگتن بروم. فردای آن روز (۲۸ اوت ١٩٤٤) در نامه ای توضیح دادم که چرا عاقلانه نیست که در این هنگام ایران را ترک نمایم و از وزارت خارجه خواستم در هر مورد خاصی که اطلاعات می خواهند به من بگویند. به این نامه نیز پاسخ داده نشد و حتی اعلام وصول نگردید.

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۵۲: ملک حسین با شاه و همسرانشان به شمال رفتند؛ ملک حسین سه تا بچه‌های خودش را هم آورده بود که از دو زن دیگر هستند

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۵۲: ملک حسین با شاه و همسرانشان به شمال رفتند؛ ملک حسین سه تا بچه‌های خودش را هم آورده بود که از دو زن دیگر هستند
یادداشت‌های اسدالله علم: بعد از ظهر ملک حسین وارد شد. در فرودگاه ساعت ۳/۵ بعد از ظهر ۴۰ درجه سانتیگراد بود!... شاهنشاه و ملک حسین و علیا حضرت شهبانو و عالیه، ملکه اردن، به شمال تشریف بردند. [ملک حسین] سه تا بچه‌های خودش را هم آورده بود که از دو زن دیگر هستند. در فرودگاه شاهنشاه به من فرمودند: فوری به نفتیها بگو باز دارید راجع به مسائل بی اهمیت بازی در می آورید. من شب به فلاح در لندن تلفن کردم و نفتیها را هم خواستم و گفتم.

قسمت صد و سی و دوم خاطرات میلسپو: در پائیز ١٩٤٣ چند بار تذکر داده بودم که اسهال آمیبی که به آن دچار شده‌ام ممکن است مرا وادار به ترک شغلم کند

قسمت صد و سی و دوم خاطرات میلسپو: در پائیز ١٩٤٣ چند بار تذکر داده بودم که اسهال آمیبی که به آن دچار شده‌ام ممکن است مرا وادار به ترک شغلم کند
وزارت خارجه از این واقعیت کاملاً آگاه بود که من هیچ تمایل شخصی به ماندن در ایران و چسبیدن به شغلم ندارم. در پائیز ١٩٤٣ چند بار به آقای دریفوس تذکر داده بودم که اسهال آمیبی که به آن دچار شده ام ممکن است مرا وادار به ترک شغلم بنماید. در ۱۵ اکتبر ١٩٤٣ به سفارت نامه ای نوشتم و تقاضا کردم فورا در پیدا کردن شخصی که به عنوان معاون و جانشین‌ احتمالی من خدمت کند اقدام نماید. در نخستین دیداری که از سفیر جدیدمان آقای لیلاند موریس که در ۲۵ اوت ١٩٤٤ وارد تهران شد نمودم نامه ای به وی تسلیم کردم که در آن تمایل خود را به ترک ایران در اول فوریه ١٩٤٥ اعلام داشته و این نکته را متذکر شده بودم.

یادداشت‌های علم، سه‌شنبه ۵ تیر ۱۳۵۲: شاه از ملک فیصل خوشش نمی‌آید، چون راجع به جزایر با ما خوب تا نکرد، دو رویی کرد

یادداشت‌های علم، سه‌شنبه ۵ تیر ۱۳۵۲: شاه از ملک فیصل خوشش نمی‌آید، چون راجع به جزایر با ما خوب تا نکرد، دو رویی کرد
یادداشت‌های اسدالله علم: صبح زود با [امیرخسرو] افشار سفیر شاهنشاه در لندن مذاکرات مفصلی درمورد شیخ‌نشینها و نظرات ملک فیصل داشتم که به تفصیل عرض کردم. شاهنشاه از فیصل خوششان نمی‌آید، چون راجع به جزایر با ما خوب تا نکرد، دو رویی کرد. به ما می‌گفت انگلیسها مخالفند. بعد معلوم شد خودش مخالف است. ولی به هر حال وجودش فعلا یک وزنه است. همه را عرض کردم و اینکه از این مطلب خیلی ناراحت است که در آن موقع [برزخی] transition بین روزهای آخر [ قیمومت] mandate انگلیسها و استقلال [امارات] که شاهنشاه جزایر را گرفتند، او بوریمی را نگرفت. فرمودند: همین طور است.

قسمت صد و سی و یکم خاطرات میلسپو: وزارت خارجه پیامی به اعضای هیئت فرستاد و اظهار داشت که استعفای دسته جمعی آنان به نفع ایالات متحده نیست

قسمت صد و سی و یکم خاطرات میلسپو:  وزارت خارجه پیامی به اعضای هیئت فرستاد و اظهار داشت که استعفای دسته جمعی آنان به نفع ایالات متحده نیست
در حدود اواسط ماه ژوئن شایعه ای در تهران پیچید که دولت آمریکا هیچ نگرانی درباره شخصی که ریاست هیئت مالی را بر عهده دارد نداشته و تنها درباره خود هیئت نگران است. بطور کلی این همان سیاستی می‌توانست باشد که وزارت خارجه آمریکا در پیش گرفته بود. اما هنگامی که در تهران علنی شد تأثیر نامطلوبی در افکار عمومی گذاشت و موجب گردید حملات به هیئت از طریق حمله به رئیس آن افزایش یابد. در خلال دومین بحران اگرچه ما همبستگی خود را حفظ کردیم ولی وزارت خارجه که مثل همیشه از جریانات عقب بود پیامی به اعضای هیئت فرستاد و اظهار داشت که استعفای دسته جمعی آنان به نفع ایالات متحد نیست